تبليغاتX
علمی و تحقیقی
علمی و تحقیقی
تحقیقات و پژوهش علمی، زیر بنای پیشرفت هر جامعه
Home Email Archive Designer
 تحقيقات جديد نشان مي دهند اسيدهاي چرب امگا – ۳ براي مبتلايان به مالتيپل اسكلروزيس (‌MS ) سودمندند.

اين اسيدهاي چرب حاوي آيكوزا پنتانوئيك اسيد ( EPA ) و دوكوزا هگزانوئيك اسيد ( DHA ) هستند كه نوعي پروتئين خون به نام متالوپروتئيناز – 9 ( MMP-9 ) توليد شده توسط سلولهاي ايمني بيماران ام – اس را تحت تاثير قرار مي دهند.

مطالعه جديد نشان داده است مصرف روغن ماهي به مدت سه ماه ،‌سطوح MMP-9 توليد شده توسط بيماران ام- اس را تا 58 درصد كاهش مي دهد. همچنين افزايش قابل ملاحظه اي در سطوح EPA و DHA در غشاهاي گلبول قرمز بيماران مشاهده شده است.
يافته هاي فوق نيز مطالعات گذشته مبني بر كاهش علائم بيماري ام – اس در اثر مصرف روغن ماهي حاوي اسيدهاي چرب امگا – سه را تاييد مي كنند.

منبع : http://www.iranpressnews.com/javan/2007/09/330.htm

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه 17 اسفند1386 ساعت 1:47 بعد از ظهر توسط محمد علی کلانتری |


دوست عزیزی به نام  نادیا در مورد حلقه های کشتزار، اطلاعات بیشتری خواسته بودن،اما وبلاگ خودشون رو معرفی نکرده بودن.(البته یه ایمیل برام گذاشته بودن).از ایشون می خوام که اگه وبلاگی دارن بهم معرفی کنن و اگه ندارن به من بگن که من به ایمیل ایشون جواب بدم.ممنونم.

ناسا اعلام كرد مريخ‌نورد اسپريت به يكي از بزرگ‌ترين كشفياتش در مريخ دست‌پيدا كرده است: نشانه‌هايي از زندگي ميكروبي.

به گزارش بي‌بي‌سي دانشمندان معتقدند قسمتي از سطح مريخ را كه كاوش‌گر اسپريت مورد بررسي قرار داده است روزگاري براي دربرداشتن زندگي ميكروبي مناسب بوده است.

                                          

اين بقاياي ته‌نشين شده از زندگي احتمالي ميكروبي در سطح مريخ احتمالا هنگامي كه آب‌هاي داغ بهاري يا صخره‌هاي آتشفشاني با آنها برخورد كرده‌اند به اين صورت درآمده‌اند.

در زمين چنين مناطقي جايي هستند كه باكتري‌ها در آن زندگي مي‌كنند. استيو اكوئيرس يكي از دانشمندان تيم اسپريت در اين باره گفت: ما واقعا در اين باره هيجان‌زده شده‌ايم.

بخش ياد شده از سطح مريخ كه مورد بررسي قرار گرفته است هنگامي نظر دانشمندان را به خود جلب كرد آنها مشاهده كردند بر اثر خراشي كه يكي از چرخ‌هاي شكسته شده اسپريت بر سطح مريخ ايجاد كرده است بخشي از خاك تقريبا زير و رو شده است.

چيزي كه دانشمندان را براي تحقيق بر روي بخش زير و رو شده ترغيب كرده درخشش بيش از حد خاك بود كه دانشمندان با تحقيقات بعدي متوجه شدند درخشش خاك بر اثر وجود سيليكون در آن بوده است.

منبع : www.hamshahrionline.ir

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه 3 بهمن1386 ساعت 5:25 بعد از ظهر توسط محمد علی کلانتری |


50 سال از زمانی که برای اولین بار یک DNA مصنوعی بازسازی شد می گذرد و امروزه با گذشت نیم قرن از این رویداد علمی بسیار مهم در شرایطی که به نظر می رسد کریج ونتر تبدیل به سمبل این عرصه تحقیقاتی شده بیولوژی خود را آماده ارائه مفهوم جدیدی از حیات می کند.
به گزارش خبرگزاری مهر، اولین DNA مصنوعی را "آرتور کورنبرگ" برنده جایزه نوبل پزشکی 50 سال قبل ایجاد کرد. از آن زمان تاکنون راه طولانی در این عرصه طی شده است و امروزه روش تولید DNA مصنوعی را رایانه ها برای تجزیه های ژنتیکی انجام می دهند.
DNA ترکیبی کورنبرگ که در سال 1957 ایجاد شد و دو سال بعد از انتشار نتایج تحقیقات آن منجر به دریافت جایزه نوبل پزشکی از سوی این دانشمند شد در زمان خود با مناظرات بسیاری از سوی جامعه علمی دنیا مواجه بود.
آرتور کورنبرگ (Arthur Kornberg) متولد مارس 1918، بیوشیمیست آمریکایی در سال 1959 به خاطر کشف "مکانیزمهای بیولوژی ترکیبی اسید درزوکسى ریبونوکلئیک (DNA) همراه با دکتر "سورو اوکوئا" (Dr. Severo Ochoa) از دانشگاه نیویورک برنده جایزه نوبل پزشکی شد.

راست: آرتور کورنبرگ - چپ: کریج ونتر


امروزه سمبل این عرصه تحقیقاتی "کریج ونتر" (Craig Venter) مختصص ژنتیک، پدر اولین کروموزم مصنوعی و پدر "توالی ژنوم انسان" است. در حقیقت وی یکی از معروفترین و بحث برانگیزترین دانشمندان دهه اخیر است.
این دانشمند در اکتبر گذشته اعلام کرد که با استفاده از بازسازی یک باکتری بسیار ساده با عنوان Mycoplasma genitalium به اولین کروموزم مصنوعی دست یافته است.
شرح کامل نتایج این تحقیق قرار است در شماره ابتدای سال 2008 یک مجله علمی بین المللی منتشر شود. این درحالی است که سال آینده جامعه علمی منتظر یک رویداد بزرگ دیگر است که پدیده تولید اولین سلول مصنوعی است که در هسته خود این کروموزم مصنوعی را دارد.
در حقیقت چند ماه قبل دانشمندان ایتالیایی مرکز انریکو فرمی دانشگاه رم که نتایج تحقیقات خود را در سومین دوره کنگره بین المللی "ترکیبات بیولوژی" در زوریخ سوئیس ارائه کرده اند، موفق شدند با استفاده از 37 آنزیم، لیپید و مولکولهای دیگر ترکیبات پروتئینهایی را بسازند که از میزان بالایی ژن "جی اف پی" (پروتئین فلورسانت سبز) برخوردارند و همانند سلولهای زنده طبیعی از خود علائم حیات نشان می دهند.
اکنون به نظر می رسد این سلول مصنوعی می تواند در هسته خود میزبان این کروموزم باشد.
در اینجا هنوز یک نکته باقی است: در حقیقت اولین کروموزم مصنوعی کپی یک ماده ژنتیکی است که در طبیعت وجود دارد، درحالی که از نظر تئوری ساخت میکرواروگانیسمهایی که شباهتی به هیچ یک از اشکال حیات روی زمین ندارند، امکانپذیر است.
در حقیقت تولید این میکروارگانیسمها می توانند کاربردهای ویژه ای داشته باشند و برای مثال در تولید سوخت و یا دارو مورد استفاده قرار گیرند.
این بدان معنی است که بیولوژی و ژنتیک خود را برای ایجاد یک تغییر بنیادی آماده می کنند. امروزه این قوانین هنوز در فاز "دست ساز" هستند و هنوز به طبیعت وابسته اند، اما در آینده ای نه چندان دور این قوانین می توانند تغییر کنند. به طوری که بیولوژی ترکیبی (مصنوعی) امکان بازنویسی رمزهای داخلی ژنتیکی را برای ایجاد ماشینهای متابولیکی تخصصی فراهم می کند.
در حال حاضر در لابراتوارهای بسیار پیشرفته، ترکیب کنندگان DNA به سرعت در این عرصه کار می کنند و اکنون توانایی تولید توالیهای طولانی مواد ژنتیکی را از پایه های شیمیایی حیات مثل قندها، ترکیبات بر پایه نیتروژن و فسفاتها به دست آورده اند.
این مواد که به "آجرهای زیستی" معروف هستند، می توانند همانند آجرهای کوچک ساختمانی برای دستیابی به ارگانیسمهای مختلف مورد استفاده قرار گیرند.
بی تردید، به گفته بسیاری از کارشناسان، ژنتیک و بیولوژی روی خط یک تغییر بنیادی قرار گرفته اند که می تواند مرزهای میان بیولوژی و فراورده های مصنوعی را در هم نوردد و به مفهوم حیات از نو بنگرد.

تحقيقات نشان مي‌دهد سلول‌هاي اسپرم توسط سيستم ايمني بدن موجود ماده، قابل تشخيص نيست. اين ويژگي به شناخت چگونگي گسترش بيماري‌هايي مانند سرطان وايدز در بدن كمك مي‌كند.
به گزارش بي‌بي‌سي، محققان انگليسي مولكول‌هايي را بر سطح اسپرم انسان شناسايي كرده‌اند كه آنها را از خطر حمله سيستم ايمني موجود ماده حفظ مي‌كند.
به گفته متخصصان، به نظر مي‌رسد مكانيسم‌هاي زيادي در اين فرآيند دخالت داشته باشند. يافته‌هاي محققان نشان مي‌دهد مولكول‌هاي قندي خاصي بر سطح اسپرم قرار دارند كه مسوول اين گريز از پاسخ دستگاه ايمني بدن هستند.
 
 
                       images/20071218/esperm.jpg

اين گليكو پروتئين‌ها (مولكول‌هاي قندي پروتئيني) توسط سيستم ايمني بدن همه انسان‌ها قابل تشخيصند.
محققان در تلاشند دريابند چگونه اين مولكول‌ها سيستم ايمني را مي‌فريبند تا آنها را خودي فرض كرده و به آن حمله نكنند.
به گفته محققان، اگر سرطان‌هاي تهاجمي و عوامل بيماري‌زا از فرآيند مشابهي براي فريب دستگاه ايمني استفاده كنند بايد تحقيقات بيشتري براي شناخت چگونگي اين مكانيسم‌ها صورت گيرد.
دستيابي به اطلاعات مفيد درباره نحوه عملكرد اين ماركرهاي ملكولي در سطح بيولوژيك و شيميايي به يافتن روش‌هاي جديد براي درمان و پيشگيري از بيماري‌ها كمك خواهد كرد.

بدن انسان خلقت شگفتي دارد و هر لحظه بسياري از فرآيندهاي بيولوژيک مانند هضم ، تنفس ، متابوليسم و دفع باکتري هاي مهاجم در آن اتفاق مي افتد.
نواحي و سيستم هاي متفاوتي در بدن با هم کار مي کنند تا حالت تعادل در آن ايجاد شود. براي مثال ميزان قن دخون بايد مناسب باشد و الکتروليت ها هم بايد در مقادير کافي وجود داشته باشند تا بدن به بهترين سطح عملکرد خود برسد؛ اما بدن چطور به اين ترتيب عمل مي کند يا چرا بايد برخي اندام ها يکي و بعضي ديگر بيش از آن باشند؟ آيا هرگز به اين فکر افتاده ايد که بهتر است دو قلب داشته باشيد، همان گونه که دو ريه در بدن ما با هم عمل مي کنند؟
اندام هاي حياتي مانند ريه ها، قلب ، پانکراس ، مغز و کبد نه فقط براي ادامه زندگي ارزش ويژه دارند بلکه براي عملکرد يکديگر نيز از ارزش حياتي برخوردارند. براي مثال ، ريه ها اکسيژن مي گيرند و دي اکسيد کربن را که از مواد زائد بدن است خارج مي کنند. شش ها اکسيژن را به قلب منتقل مي کنند و اين عضو آن را به خون مي رساند و سپس اکسيژن با جريان خون در سراسر بدن به همه اعضا مي رسد. خون حامل دي اکسيدکربن زائد به قلب بازمي گردد که آن را براي دفع به ريه ها ارسال مي کند. اين سيستم شگفت و زيبا منحصر به انسان نيست.
سيستم هاي اندامي مشاهده شده در اکثر حيوانات شامل يک قلب و دو ريه است ، به استثناي کرم هاي خاکي و سفالوپودها (از طبقه بي مهرگان) که گروه اول پنج ساختار شيه قلب و گروه دوم سه قلب دارند و فاقد ريه هستند. شکل گيري سيستم يک قلب و دو ريه حدود 300 ميليون سال پيش آغاز شد؛ زماني که حيوانات براي اولين بار از دريا به خشکي حرکت کردند و منابع غذايي جديد يافتند. از آن زمان به بعد اين امر به صورت عادي درآمده است ، اما تغييرات فوق همان جا متوقف شد و ادامه نيافت.
در واقع همه حيوانات داراي سيستمي عضوي شامل دو ريه و يک قلب (همراه با ساير اعضا) شدند؛ چون براي بقا و توليدمثل به چنين سيستمي نياز داشتند.
                                       images/20071218/heart.jpg
اما انسان ها داراي دو قلب يا هشت پا نشدند؛ زيرا براي ادامه حيات به آن نيازي پيدا نکردند.فيلوژني علم مطالعه چگونگي تکامل شرايط انسان ها و حيوانات است. با تکامل حيوانات بر گونه هاي متفاوتي همچون پرندگان ، حشرات و انسان ها، سيستم هاي اندامي آنها مشابه يکديگر باقي ماند.
براي مثال هنوز هم مسووليت هضم غذا در بدن به عهده عضوي به نام معده است ، ريه ها براي تنفس به کار مي روند و کليه ها مسوول تصفيه مواد دفعي بدن هستند همان گونه که از ابتدا چنين روندي وجود داشته است.
همه اينها نشان مي دهد که گونه هايي مانند انسان ، اختصاصا براي زندگي بر زمين طراحي شده و شکل گرفته اند.آيا اين بدان معني است که سيستم اعضاي داخلي بدن ما کامل است؟ دانشمندان از طريق مطالعه بيماري ها دريافته اند که داشتن يک ريه به جاي دو ريه براي سلامت بدن خطر جدي به همراه دارد اما درباره افزايش يک قلب ديگر، محققان دانشگاه اينديانا مي گويند، همين يک عضو به طور کامل مسووليتي را که برعهده دارد انجام مي دهد و وجود يک قلب اضافي تاثير بيشتري بر سلامت نخواهد داشت.
دستگاه بدن شما داراي عملکرد بالقوه اي است همان گونه که عضلات وقتي قرار باشد فراتر از ظرفيت طبيعي شان عمل کنند اين گونه خواهند بود. ما مي توانيم بدن خود را طوري ورزيده کنيم که در سطوح بالاتر عمل کند و اين همان کاري است که ورزشکاران انجام مي دهند.
از آنجا که قلب ، خون را به عضلات پمپ مي کند، در صورت وجود قلب دوم به تدريج عضلات قوي تر خواهند شد و به اين ترتيب ، بدن به داشتن قلب دوم عادت مي کند و قوي تر و تحمل پذيرتر خواهد شد.
اما براي مغز چنين اتفاقي نمي افتد. اين عضو به اندازه کافي خون دريافت مي کند و با ورود خون بيشتر به آن قادر نيست به عملکرد خود ادامه دهد.
جالب اين که وقتي ما در مرحله رشد جنيني هستيم ، واقعا دو قلب داريم.
قلب اوليه (پري مورديا) که به معني مرحله تکامل قلب است ، واقعا متشکل از دو قلب است که نهايتا درهم ادغام شده به صورت يک قلب چهار حفره اي درمي آيد. جنين شناسان مي گويند درباره چشم هم همين اتفاق مي افتد، به طوري که ما ابتدا يک پري موردياي چشم داريم که بالاخره از هم جدا و به دو چشم تبديل مي شود. به اين ترتيب اگر پري مودريا جدا نشود يک چشم در قسمت وسط تشکيل مي شود.
بنابراين به لحاظ تئوري اين احتمال وجود دارد که دو قلب داشته باشيم و اگر بدانيم چگونه از هر دو به طور کامل و موثر استفاده کنيم ، مي توانيم خودمان را به يک گونه فوق قوي تبديل کنيم ؛ اما آيا دخالت در روند تکامل خطرناک نيست؟
لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه 29 آذر1386 ساعت 4:11 بعد از ظهر توسط محمد علی کلانتری |


دكتري خود را از دانشگاه تهران گرفت و براي تخصص به دانشگاه اوتريخت هلند رفت و فوق تخصص خود را هم از دانشگاه كمبريج انگلستان گرفت.

تحقيقات او اصل جديدي را به اصول گذشته توليد مثل و لقاح اضافه كرده است كه تحول شگرفي در اين زمينه محسوب مي‌شود، چرا كه نسل‌هاي آينده مي‌توانند اميدوار باشند كه اگر فرزندي به دنيا مي‌آيد، عاري از هر گونه نقص و كمبود باشد و حتي در سنين ميانسالي نيز به بيماري‌هاي قلبي يا بيماري‌هايي مانند ديابت و.... مبتلا نشود. همين چشم‌انداز اميدواركننده كافي‌است كه عظمت ايده اين دانشمند ايراني اثبات شود، اگرچه هنوز با كاربردي شدن طرح فاصله زيادي داريم.

دكتر فاضلي، رابطه عجيبي را بين رحم و گامت‌ها يافته است و مي‌گويد كه در دوران لقاح و توليد مثل خاطره‌اي براي جنين به وجود مي‌آيد؛ خاطره‌اي كه مانند يك رمز يا يك كد در آن باقي مي‌ماند و زماني كه به دنيا آمد و حتي برخي اوقات تا دوران ميانسالي، نمي‌توان آن را فهميد.

اين خاطره مي‌تواند متأثر از چگونگي تغذيه، اوضاع رواني و... مادر باشد و علي فاضلي هم اكنون به‌دنبال راهي براي بازخواني اين كد يا خاطره جنين است.

اما نكته بسيار جالبي كه دكتر فاضلي به آن اشاره مي‌كند وجود برخي احاديث است كه به تأثير تغذيه و رفتار مادر باردار بر جنين‌اش اشاره مي‌كند و تاكنون به لحاظ علمي توجيهي براي آن يافت نمي‌شد؛ چراكه تصور مي‌شد همه خصوصيات جنين، ناشي از ژن‌هايي است كه از پدر ومادر مي‌گيرد و محيط رحم مادر نمي‌تواند تأثيري بر آن داشته‌باشد.

مثلاپيامبر اسلام(ص) فرموده‌اند: زنان آبستن در آخرين ماه‌هاي بارداري خرما بخورند تا فرزندانشان خوش اخلاق و بردبار شوند. دكتر فاضلي مي‌گويد احتمالاً اين نكته‌ها و احاديث مباني علمي دارند كه شايد بشر آينده آن‌ها را اثبات كند.

گفت‌وگوي علي فاضلي دانشيار دانشگاه شفيلد انگلستان با همشهري را مي‌خوانيد.

بحث‌ها و نوشته‌هاي بسياري در اين مدت از تحقيقات شما در رسانه‌هاي كشورهاي متعدد منتشر شده است. كمي از متن اين تحقيق را برايمان بگوييد؟

در اين تحقيق ما به بررسي واكنش سلول‌هاي رحم زنان با گامت‌ها يعني همان سلول‌هاي جنسي و همچنين با سلول‌هاي جنين پرداخته‌ايم. تحقيقاتمان را در اين زمينه از سال 1997 شروع كرديم. زماني كه نزديكي انجام مي‌شود، اندام تناسلي زنان خاصيتي دارد كه مي‌تواند اسپرم‌هاي وارد شده را زنده نگه دارد و اين «سينكرونيزيشن» يا همراهي اين دو با همديگر باعث مي‌شود كه نوزادي به وجود آيد.

حالا از اين خاصيت استفاده‌هاي مختلفي مي‌توان برد. در كشاورزي، دامپروري يا اينكه  چگونه بتوانيم  روش‌هاي بهتري براي توليد دام و غيره و ذلك كشف كنيم. در انسان هم توجه به اين پديده كمك مي‌كند تا مسائلي مانند ناباروري و چيزهايي از اين قبيل را درمان كنيم.

  • اهميت تحقيقات شما به حدي بود كه بسياري از رسانه‌هاي معتبر نسبت به آن عكس العمل نشان دادند. در اين تحقيق چه چيزي را اثبات كرديد كه اين‌قدر مهم بود؟

اين اولين مقاله‌اي نيست كه من در اين مورد نوشته‌ام ولي براي من خيلي جالب بود كه چرا اين بار يك دفعه اينقدر رسانه‌هاي عمومي چه در ايران و چه در آمريكا نسبت به آن عكس العمل نشان دادند. در واقع چيزي كه ما اين بار انجام داديم امتداد كارهاي گذشته مان بود.

اين بار آزمايشمان را روي يك خوك به‌عنوان مدل آزمايشگاهي انجام داديم و توانستيم نشان دهيم كه دستگاه تناسلي زنان مي‌تواند وجود اسپرم را احساس يا درك كند؛ نه تنها اسپرم را بلكه سلول تخم را؛ و همين باعث تغيير و تحول محيط رحم شود. يعني بر اساس اينكه چه گامتي در آنجا وجود دارد، رحم واكنش خودش را نشان مي‌دهد. اين كشف بسيار مهم است به اين خاطر كه قبلاً تصور مي‌شد كه حضور اسپرم و گامت‌ها را رحم شناسايي نمي‌كند و اسپرم يك مرد در بدن يك زن به‌عنوان يك جسم خارجي شناخته مي‌شود، مثل باكتري‌ها و انگل ها. ولي اگر چنين بود، بايد دستگاه تناسلي زنان نسبت به آن واكنش ايمني و دفاعي نشان مي‌داد، درحالي ‌كه در عمل اين قضيه انجام نمي‌شود و بخاطر چنين
عكس العملي از طرف دستگاه تناسلي زنان است كه مي‌توانيم بچه دار شويم وگرنه دستگاه تناسلي زنان اسپرم‌ها را از بين مي‌برد و در واقع تمامي پستانداران بايد عقيم حساب مي‌شدند.

  • در گذشته چه نظري نسبت به اين دوره  از باروري داشتند؟

 تاكنون فكر مي‌كردند كه دستگاه تناسلي زنان اصلاً وجود اسپرم را نمي‌تواند شناسايي كند تا در مقابل آن عكس العمل نشان دهد، ولي ما نشان داديم كه اين تفكر درست نيست و رحم، سلول‌ها را شناسايي كرده و با آن برخورد بسيار متناسب و خوبي هم دارد. ما در واقع يك لايه‌اي از پيچيدگي فرايند توليد مثل را رمزگشايي كرديم. البته اين يك بحث علوم پايه است و اين‌ كه همين الان به صورت كاربردي در بيايد نيست.

مانند فيزيك نظري كه اگر كسي به كشفياتي رسيد بعد از 10 يا 20 سال ديگر كساني كه در فيزيك كاربردي كار مي‌كنند از آن نظريه استفاده مي‌كنند و دستگاه‌ها و محصولات خاصي را به بازار عرضه مي‌كنند. در واقع اين كار ما يك اصل توليد مثل را بيان مي‌كند.

  • اين اصل اثبات شده شما، در مورد تمامي انواع پستانداران، انسان‌ها و حيوانات صادق است؟

به احتمال بسيار زياد بله. اين قضيه را ما مي‌توانيم تعميم دهيم به كل. به‌دليل شباهت‌هاي بسيار زياد توليد مثل در انسان و خوك، ما از خوك در آزمايش‌هايمان استفاده كرديم. البته در موش هم اين آزمايش را انجام داديم ولي در اين قسمت كار به‌دليل همان تشابهات زياد از خوك استفاده كرديم.

  • در انسان هم مي‌توانيم آزمايش كنيم؟

در انسان فعلاً نمي‌توانيم اين آزمايش‌ها را انجام دهيم و از نظر اخلاقي هم قابل قبول نيست.

روي انسان از روي سلول‌هايي كه در محيط كشت داريم مي‌توانيم بگوييم كه صدق مي‌كند و تصور ما اين است كه در تمامي پستانداران اين عمل همين گونه انجام مي‌شود.

آزمايش‌هايي كه در اين مورد انجام مي‌شود، جراحي‌هاي بسيار پيچيده‌اي دارد و بايد دستگاه تناسلي را به گونه‌اي تغيير دهيم كه دو شاخه رحم را از يكي به‌عنوان تست استفاده كنيم و از يكي ديگر به‌عنوان كنترل.

اين عمل هم بايد در زمان تخمك گذاري انجام شود. در واقع اين جراحي‌ها روي كسي انجام مي‌شود كه در اوج باروري است و هيچ وقت نمي‌توانيم چنين ريسكي را بپذيريم كه روي يك انسان، حتي به صورت داوطلبانه چنين آزمايشي را انجام دهيم. چون ما در واقع شخص را يك بار عقيم مي‌كنيم تا اين آزمايش را انجام دهيم.

  • يعني اين آزمايش باعث عقيم شدن موجودي مي‌شود كه بر روي آن آزمايش انجام مي‌گيرد؟

اگر كلا هم عقيم نشود، مسلماً يكي از شاخه‌هاي رحمش را از دست مي‌دهد و اين قضيه‌اي مسئله ساز است. البته احتياجي هم به آزمايش روي انسان نيست. مي‌توانيم اين كار را روي حيوانات انجام دهيم و پس از اينكه به نتايج خوب و مكفي رسيديم بگوييم كه ما اين ساختار را كاملاً شناسايي كرديم و شايد در آينده راهي براي آزمايش روي انسان باز شود.

  • كشف شما يك اصل جديد در پروسه توليد مثل وارد كرده. اين سؤال به وجود مي‌آيد كه اين كشف تأثيري بر طرح‌هاي شبيه‌سازي‌ (cloning) داشته  و اينكه آن‌ها كه تاكنون از چنين موضوعي غافل بوده اند، ضربه‌اي به تحقيقات قبلي شان وارد نمي‌كند؟
    اين كشف نشان دهنده ريزه كاري‌هايي است كه در رحم زنان انجام مي‌شود. چيزي كه بسيار جالب است اين  كه ما هر چه بيشتر تحقيق مي‌كنيم مي‌بينيم كه مسائلي كه در اين برهه از زمان (2 الي 3 هفته ابتداي توليد مثل) انجام مي‌شود تأثيراتي روي جنين مي‌گذارد كه شايد تا مدتها اين تأثيرات، خودشان را نشان ندهند، حتي تا 30 يا 40 سالگي. مثلاً شايد اين شخص ديابتد يا سريع‌تر ناراحتي‌هاي قلبي بگيرد و حتي مسائلي مانند چاقي و غيره. جالب است كه اين زمان در دين اسلام هم براي جنين حساسيتي وجود دارد كه به قول معروف مي‌گوييم پس از  4 ماه به جنين روح دميده مي‌شود. به‌نظر ما در اين زمان است كه وضعيت و چگونگي محيط رحم بر رشد و تكامل جنين و در آينده كه جنين به يك انسان كامل تبديل مي‌شود و حتي در 30 يا 40 سالگي اثر مي‌گذارد. در اين صورت بسياري از مدل‌هاي لقاح مصنوعي يا IVF كه تاكنون بدون در نظر گرفتن اين اصل پيگيري مي‌شدند مي‌توانند براي آينده نوزاد مخاطره آميز باشد؟

ما نشان داديم كه  تغييرات در  دوران جنيني بر آينده فرد اثر مي‌گذارد كه اين مسئله از ‌اين نظر جالب است كه‌  هم اكنون در IVF و در تمامي محيط كشت‌هايي كه الان استفاده مي‌شود، هيچ كدامشان اين مسائل را مورد توجه قرار نمي‌دهند، در واقع هيچ‌كدامشان به اين فكر نبودند كه اين پروتئين‌ها و موادي كه به خاطر وجود گامت‌ها در رحم ترشح مي‌شود چه هستند. البته ما هم هنوز اطلاع نداريم كه اين‌ها از چه تركيباتي ساخته شده‌اند و روند ترشحشان به چه صورت است كه بتوانيم از بسياري از خطراتي كه افراد را در آينده تهديد مي‌كند جلوگيري كنيم. ما هم اكنون در دنيا حدود 3 ميليون نوزاد حاصل از IVF داريم ولي اينكه اين‌ها در زماني كه به ميانسالي مي‌رسند چه مشكلاتي خواهند داشت سؤال بسيار مهمي است كه بايد جوابش را پيدا كنيم.  

  • تاكنون هيچ تلاشي درباره تفاوت‌هاي بارداري‌هاي مصنوعي و طبيعي نشده است؟

تاكنون بيشتر به‌دنبال راهي بودند كه چگونه شخص يا حيوان بچه دار شود  تلاش‌هاي  دانشمندان در مورد باروري بوده است. حالا ما دنبال اين هستيم كه اگر شخص بچه دار شد، اين بچه چه خصوصيات و چه خصلت‌هايي خواهد داشت و دچار چه مشكلات احتمالي در آينده خواهد شد. اين مسئله تنها مربوط به روش‌هاي مصنوعي نيست. حتي در مادرهايي كه به‌طور طبيعي حامله مي‌شوند،  محيط رحم در آن چند روز اول يا چند هفته اوليه خيلي مهم است و به وضعيت تغذيه، رواني و... مادر بستگي دارد.

  •  آيا مي‌توانيد حدس بزنيد  درصورت نبودن يكسري از فاكتورها  در همان چند روز يا چند هفته اول، نوزاد دچار چه مشكلات و  كمبودهايي در آينده خواهد شد؟ يا اينكه مي‌توان حدس زد كه چگونه نوزاد دچار بيماري‌هايي مانند ديابت يا حتي بيماري‌هاي رواني مي‌شود؟

ما به اين صورت آزمايش‌ها را انجام نداديم. البته تاكنون در تاريخ بشري اين مسئله بسيار رخ داده است. يكي از  اين مثال ها برمي گردد به دوران جنگ جهاني دوم. زماني كه نيروهاي متحد حمله‌اي را براي آزاد‌سازي‌ فرانسه آغاز كردند و در زماني كه وارد نورماندي شدند، به سمت هلند رفتند كه آنجا را نيز از دست آلماني‌ها آزاد كنند.

به شرق هلند حمله كردند ولي شكست خوردند. در اين حمله، پارتيزان‌هاي هلندي هم به ياري نيروهاي متحد آمدند ولي هنگامي كه شكست خوردند، آلماني‌ها براي اينكه پارتيزان‌هاي هلندي را شكنجه كنند، كلاً شرق هلند را محاصره كردند و راه‌هاي آن را بستند و نگذاشتند كه غذا به جمعيتي كه در آنجا ساكن بودند، برسد. چيزي حدود 9 ماه اين محاصره ادامه پيدا كرد و بعد يك سرماي بسيار شديدي آنجا را فراگرفت و تمامي مسيرهاي آبي مانند كانال‌ها و رودخانه‌ها هم يخ زد كه باعث شد قحطي شديدي منطقه را فرا گيرد و طوري شده بود كه مردم شروع كردند به خوردن چيزهايي مانند گل‌ها و علف‌ها.

يكي از خوبي هاي  هلندي‌ها اين است كه هر اتفاقي كه برايشان بيفتد را ثبت مي‌كنند. كاملاً ثبت كرده‌اند كه در آن زمان جيره اشخاص چقدر و چه چيزي بوده است و حتي بچه‌هايي كه در اين دوران به دنيا آمدند چه كساني بودند و مادرانشان از چه جيره  غذايي بهره مي‌بردند. اين قضيه 60 سال پيش اتفاق افتاد (نام اين دوران را هم در هلند «زمستان گرسنه» گذاشته اند). 10 سال پيش گروهي شروع كردند به تحقيق و بررسي نوزادان.

آن زمان كه تعدادشان به 2هزار نفر مي‌رسيد و هم اكنون در سن حدود 50 سالگي  هستند. مقالات بسيار زيادي هم نوشتند كه سروصداي زيادي هم در رسانه‌ها داشت. در يكي از مقالات، نشان دادند كه مادراني كه در دوران3  ماهه اول حاملگي از آن جيره غذايي استفاده مي‌كردند هم اكنون فرزندانشان كه به سن 50 سالگي رسيدند دچار ناراحتي‌هاي قلبي شده‌اند و برخي از آن‌ها با مشكلات تنفسي روبه‌رو   و حتي مسائلي مانند چاقي يا بيماري‌هاي رواني نيز در بين آن‌ها ديده مي‌شد.

اين تحقيق به وضوح نشان مي‌دهد كه مسائلي كه در دوران اوليه آبستني رخ مي‌دهد، يك خاطره‌اي را در جنين حك مي‌كند كه اين خاطره خودش را نشان نمي‌دهد تا اينكه شخص به ميانسالي برسد. حالا دانشمندان اين قضيه را روي حيوانات مدل‌سازي‌ كرده‌اند. يعني همين قضيه‌اي كه شما گفتيد كه بياييم و اين را در IVF انجام دهيم و ببينيم چه نتايجي حاصل مي‌شود.

ما كه در يك تحقيق علمي نمي‌توانيم 50 سال صبر كنيم تا جنيني به دنيا بيايد و 50 ساله شود. ولي در موش كه طول عمري بين  3 تا 5/2 سال دارد سريعتر انجام مي‌شود. پس موشي كه 2 سال دارد را مي‌توانيم با يك انسان 50 ساله مقايسه كنيم.

 هم‌اكنون هم گروهي در ساوتهمپتون روي همين طرح كار مي‌كنند. يعني هفته اول توليد مثل موش‌ها را زير نظر مي‌گيرند، مثلاً به اين موش جيره‌اي  مي‌دهند كه پروتيين كم دارد و پس از 2 سال مشاهده  مي كنند كه فرزنداني كه در اين شرايط به دنيا آمدند همگي فشار خون بالايي داشتند. يك گروه ديگر هم روي IVF كار كردند و نشان دادند كه فرزندان موش‌هايي كه از اين طريق به دنيا مي‌آيند در قدرت حافظه و يادگيري كمبود دارند. هر روزه آزمايش‌هاي  بسياري در اين موارد انجام مي‌شود و هر چه پيش مي‌رويم به‌نظر مي‌آيد كه در دوران تكاملي جنين يك سري اتفاقاتي مي‌افتد كه تاكنون ما از آن بي‌اطلاع بوديم. شايد اين كشفيات در بچه دار شدن مهم نباشد ولي در سلامت و كيفيت جنين بسيار مؤثر است.

  • مي‌توانيم از تحقيق شما به اين نتيجه هم برسيم كه تخمك، اسپرم را براي لقاح انتخاب مي‌كند و نه اسپرم، تخمك را؟

خير. تحقيقات ما به اين مسئله اشاره نمي‌كند. ما مي‌گوييم كه دستگاه تناسلي زنان محيطش را بر اساس اينكه بر فرض اسپرم وارد شده، تغيير مي‌دهد. در زيست شناسي تكاملي اين مسئله وجود دارد كه در يكسري از گونه‌هاي جانداران و در يك فيلد توليد مثلي، ماده‌ها با چند نري جفت گيري مي‌كنند، ولي نوزادان اين جانداران همه به صورت مساوي بين چند نري كه با آن‌ها جفت گيري كرده‌اند تقسيم نشده و دراكثريت مواقع اين يكي از نرهاست كه بيشتر بچه‌ها براي آن هستند.

اين باعث ايجاد 2 نظريه علمي شده كه يكي از آن‌ها sperm competition است (كه مربوط به قدرت بيشتر اسپرم در انواع نرهاست) و ديگري female choice است. در female choice مشخص شده كه افراد ماده اين قدرت را دارند كه بين اسپرم‌هاي متفاوت انتخاب كنند.

گروهي فرضيه اول و گروهي فرضيه دوم را قبول دارند و بسياري هم مي‌گويند كه هر2  نظريه صحيح هستند. حالا ما مي‌خواهيم از نظر فرمولي اين مسئله را توجيه كنيم و بگوييم female choice نظريه قوي‌تر است. هنگامي كه دستگاه تناسلي زنان مي‌تواند وجود اسپرم را تشخيص دهد و محيطش را بر اساس آن تغيير دهد، شايد بتواند اين محيط را به گونه‌اي تغيير دهد كه فقط براي نوعي از اسپرم‌ها محيط خوبي باشد و به همين خاطر شايد گونه انتخابگر زنان باشند.

  • يعني شما در حال اثبات نظريه female choice هستيد؟

بله. اين طوري كه ما داريم پيش مي‌رويم به‌نظر مي‌آيد كه جنس ماده كنترل بيشتري بر لقاح دارد. البته به يك نظريه قطعي نرسيديم ولي اميدواريم كه در آزمايش‌هاي بعدي اين را اثبات كنيم.

  • نمي دانم اين سؤال چه قدر مرتبط است با تحقيقات شما. هم اكنون بحث‌هاي انتخاب در چگونگي و جنسيت نوزاد بسيار فراگير شده است. آيا مي‌توانيم از تحقيق شما اين استفاده را كنيم و بگوييم حالا كه وضعيت تغيير رحم را شناسايي كرديم، پس ديگر اگر كسي فرزند دختري (يا پسر) خواست، محيط رحم را به گونه‌اي كنترل كنيم كه نوزاد دختر شود يا حتي قبل از لقاح بتوانيم پيش‌بيني كنيم؟

اين ايده و سؤال شما بسيار صحيح و جالب است و يكي از مسائلي است كه خود ما هم بسيار به اين موضوع فكر مي‌كنيم و حتي به‌دنبال اين موضوع هستيم كه بين اسپرم‌هايي كه X هستند (كه باعث به دنيا آمدن نوزادان مونث مي‌شوند) يا Y‌ها (كه باعث فرزندان ذكور مي‌شوند) آيا تفاوتي بين واكنش‌هاي اين 2 نوع اسپرم با سلول‌هاي رحم وجود دارد؟ حتي موضوع ديگر اينكه چه تفاوت‌هاي واكنشي بين جنين دختر و جنين پسر با رحم وجود دارد؟ اين‌ها سؤالاتي هستند كه هنوز پاسخي برايشان نداريم. يك نكته جالب بگويم.

زماني كه پژوهشگران كار شبيه‌سازي‌ را انجام مي‌دادند اكثريت نوزادان به وجود آمده مذكر بودند يا جنين‌هاي دختر زودتر سقط مي‌شدند و اين يكي از سؤال‌هاي جالبي است كه براي خود من هم به وجود آمده. الان با همكاري گروهي از محققان در اسپانيا، مي‌خواهيم به جواب اين سؤال برسيم. هم اكنون مي‌توانيم اسپرم‌هاي مونث را از مذكر جدا كنيم و در 2 مدل آزمايشگاهي گاو و خوك به‌دنبال جواب اين سؤال هستيم كه چه تفاوتي بين واكنش‌هاي اين اسپرم‌ها با سلول‌ها و محيط رحم وجود دارد؟ در اين صورت شايد بتوانيم 3 يا 4 سال بعد به جواب سؤال شما برسيم.

  •  بزرگترين سؤال يا رازي كه دوست داريد جوابش را پيدا كنيد، چيست؟

تمامي  ‌مسائلي كه تاكنون گفتيم نشان دهنده اين مسئله است كه در دوران لقاح و توليد مثل خاطره‌اي براي جنين به وجود مي‌آيد. يعني در واقع خاطره‌اي روي آن حك مي‌شود كه مانند يك رمز يا يك كد در آن باقي مي‌ماند و زماني كه به دنيا آمد و حتي برخي اوقات تا دوران ميانسالي آن را نمي‌توان فهميد تا زماني كه اين كد خودش باز مي‌شود. بزرگترين سؤال من فعلاً اين است كه چگونه مي‌شود اين خاطره را پيدا كرد و چگونه آن را مي‌توان خواند؟ براي پيدا كردن اين سؤال اول بايد ببينيم كه بيماري‌ها را چه ژن‌هايي توليد مي‌كنند كه اين موضوع به تازگي خوب پيش مي‌رود و محققان روي چنين طرح‌هايي كار مي‌كنند و بعد اينكه چه فرآيندي در رحم ايجاد مي‌شود كه مي‌تواند تنظيم اين ژن‌ها را بر هم بزند كه باعث مي‌شود 30 سال يا 40 سال آينده شخص دچار فلان بيماري شود؟ حالا چقدر توفيق داشته باشيم براي انجام اين كار، ‌الله اعلم.

منبع: www.hamshahrionline.ir

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه 27 آذر1386 ساعت 6:30 بعد از ظهر توسط محمد علی کلانتری |


دانشمندان ژاپني تكنيك نويني براي توليد مصنوعي سلول‌هاي عصبي (نورون‌ها) ابداع كردند.
در اين تكنيك جديد سلول‌هاي پيوندي مغز استخوان حاوي سلول‌هاي بنيادي بالغ به توليد دوباره اعصاب آسيب ديده كمك مي‌كنند.
به گزارش خبرگزاري ايسنا ، پژوهشگران دانشكده پزشكي دانشگاه توكيو از يك لوله سيليسيمي 15 ميليمتري براي توليد سلولهاي پيوندي مغز استخوان استفاده كرده‌اند.

                             
دانشمندان مي‌گويند دستاورد اين روش گام مهمي در جهت توليد اعصاب مصنوعي است.
اين دانشمندان بر روي محيط عروقي و نوروشيميايي داخل لوله متمركز شده‌اند.
نتايج اين تحقيق در مجله «پيوند سلولي» منتشر شده است.

 

منبع: www.jamejamonline.ir

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه 18 آذر1386 ساعت 9:7 بعد از ظهر توسط محمد علی کلانتری |


محققان اعلام كردند اين امكان وجود دارد كه روزي اختلالات معمولي دستگاه ايمني بدن، مانند ام‌اس و آرتريت را با پيوند مغز استخوان درمان كرد.
به گزارش بي‌بي‌سي، در حال حاضر اين شيوه فقط براي اختلالات خطرناك به كار گرفته مي‌شود زيرا قبل از انجام اين عمل پيوند، بايد شيمي‌درماني و يا پرتو درماني انجام داد.
اما پژوهشگران با انجام آزمايش‌هايي روي موش‌ها نشان دادند يك پروتئين مي‌تواند اين كار را بدون عوارض جانبي خطرناك انجام دهد اما اين تكنيك هنوز براي آزمايش روي انسان آماده نيست.

                         
هدف از پيوند مغز استخوان، تزريق سلولهاي بنيادي سالم و بالغ به بدن است كه اين سلولها مي‌توانند توليد خون تازه و سلولهاي ايمني توليد كنند.
براي آنكه سلولهاي بنيادي خون‌ساز جديد فعال شوند، نخست بايد سلولهاي معيوب در مغز استخوان از بين بروند اما درمانهاي تهاجمي مي‌توانند عوارض جانبي جدي مانند آسيب مغزي و افزايش خطر ابتلا به سرطان و يا ناباروري، به دنبال داشته باشند.
درمان با پيوند مغز استخوان مي‌تواند سيستم ايمني بيمار را به گونه‌اي درمان كند كه به بدن حمله نكند اما اين امر تنها در صورتي انجام مي‌شود كه شيوه جديد خطر كمتري داشته باشد.
گروهي از دانشمندان دانشگاه استنفورد در آمريكا شاهد بودند كه تزريق آنتي بادي‌هايي كه به پروتئين خاصي بر روي سطح سلولهاي بنيادي خون‌ساز مي‌چسبد، بي‌آنكه به موش آسيب بزند، آن سلولها را از بين برد.
سپس سلولهاي بنيادي خون‌سازي كه به موش پيوند زده شده بود توانستند در مغز استخوان جاي بگيرند و خون و دستگاه ايمني جديدي بسازند.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه 3 آذر1386 ساعت 7:9 بعد از ظهر توسط محمد علی کلانتری |


چارلز شرینگتون - دانشمند علوم اعصاب- شبکه به هم پیوسته سلول‌هایی را که مغز یک کیلویی - مرکز فرماندهی بدن- را تشکیل می‌دهند، "دوکی سحرآمیز" توصیف می‌کند.

در واقع  این برداشت که تمام فرآیندهای ذهنی ما از ادراک و حافظه گرفته تا خود هشیاری را می توان به طور کامل بر اساس فعالیت‌های سلولی مغز توضیح داد، حالتی تقریبا جادویی در خود دارد.

                                  

واحد پایه کارکردی مغز نورون یا سلول عصبی است، سلول مخصوصی که پیام‌های الکتروشیمیایی را (از طریق "شکاف سیناپسی") به سایر نورون‌ها می‌فرستد و بنابراین الگوهایی را بوجود می‌آورد که ما از آن به عنوان "ذهن"  نام می‌بریم.

پیچیدگی این وظیفه نیاز به شمار غیرقابل تصور۱۰۰ میلیارد نورون را لازم می‌آورد که از طریق تریلیون‌ها سیناپس با یکدیکر اتصال دارند.

یک نورون منفرد ممکن است در یک لحظه واحد با هزاران نورون دیگر در ارتباط باشد.

هیچ کامپیوتری به پای پیچیدگی این بیت‌های ارتباطی ماده آلی نمی‌رسد.

                         

و علاوه براین، به ازای هر نورون ۱۰ تا ۵۰ "سلول گلیال" وجود دارد که حمایت ساختمانی، محافظت، تامین منابع و کارهای دیگر را برای نورون‌ها انجام می‌دهند.

LiveScience, 5 Apr., 2007

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه 3 آبان1386 ساعت 2:35 بعد از ظهر توسط محمد علی کلانتری |


اولین عملی که در ارتباط با سیستم ایمنی بدن به وقوع می‌پیوندد، عبارت است از به دام‌اندازی و نابود کردن و به عبارتی فاگوسیت کردن هر ماده خارجی که وارد بدن می‌شود. سلولهایی که مسئول این عمل در بدن پستانداران می‌باشند، در دو سیستم طبقه‌بندی می‌شوند. اولین سیستم،سیستم میلویید است که شامل سلولهایی است که دارای عمل سریع بوده، ولی قادر به ادامه این عمل به مدت طولانی نیستند و شامل نوتروفیل ها، ائوزینوفیل ها و بازوفیل ها می‌باشد ودوم،سلولهای سیستم فاگوسیتیک تک‌هسته‌ای که کندتر عمل کرده، ولی در عوض بارها عمل فاگوسیتوز را تکرار می‌کنند. این سلولها مسوول پردازش آنتی‌ژن برای پاسخ ایمنی هستند.


تصویر

سیستم فاگوسیتیک تک‌‌ هسته‌ای، از سلولهایی به نام ماکروفاژ که دارای یک هسته مدورند، تشکیل شده است. برخلاف نوتروفیل ها، ماکروفاژها قادر به انجام فاگوسیتوز بطور مداوم هستند. ماکروفاژها، آنتی ژن را مورد پردازش قرار داده و آنرا برای پاسخ ایمنی مهیا می‌سازند. این سلولها، همچنین با از بین بردن بافتهای مرده، در حال مرگ و یا تخریب شده، مستقیما در عمل ترمیم نسوج شرکت می‌نمایند.

 

 

 


 

حضور ماکروفاژها در بافتهای مختلف بدن

ماکروفاژها انتشار وسیعی در سرتاسر بدن دارند. ماکروفاژهای نابالغ موجود در جریان خون به مونوسیت موسومند. مونوسیت ها بطور معمول، حدود ٪۵ از جمعیت لوکوسیت ها را تشکیل می‌دهند. ماکروفاژهای بالغ موجود در بافت پیوندی، هیستوسیت (Histiocyte) نام دارد و آنهایی که جدار سینوزوییدهای کبد را می‌پوشانند به سلولهای کوپفر (Kupffer cells) موسومند.

ماکروفاژهای موجود در مغز، میکروگلیا (Microglia) و بالاخره آنهایی که در ریه‌ها وجود دارند، ماکروفاژهای آلوئولار نامیده می‌شوند. تعداد زیادی از ماکروفاژها در
طحال ، مغز استخوان
و عقده‌های لنفاوی ساکن هستند. صرف‌نظر از نام و مکان ، تمام این سلولها ماکروفاژ بوده و جزیی از سیستم فاگوسیتیک تک‌هسته‌ای به شمار می‌روند.

ساختمان ماکروفاژها

شکل ظاهری ماکروفاژها، با توجه به تنوع محل استقرار آنها در بدن متفاوت است. در سوسپانسیون،آنها به شکل سلولهایی مدور، با قطر تقریبی۲۰ - ۱۴ میکرومتر هستند. ماکروفاژها، دارای سیتوپلاسم فراوان و یک هسته واحد در مرکزشان می‌باشند. این هسته ممکن است گرد و یا لوبیایی شکل باشد. سیتوپلاسم اطراف هسته، واجد میتوکندری ، تعداد زیادی لیزوزوم ، مقداری شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار (خشن) و دستگاه گلژی می‌باشد و این نشان‌دهنده توانایی سلول برای سنتز و ترشح پروتئینهاست. سیتوپلاسم، محیطی معمولا فاقد ارگانهای سلولی بوده و دائما در حرکت است. به حرکت در آوردن این جزء سیتوپلاسم، با ایجاد مداوم پاهای کاذب به انجام می‌رسد.

ماکروفاژها، خیلی محکم به سطوح شیشه‌ای چسبیده و سپس با خارج ساختن فیلامانهای سیتوپلاسمی باریک و طویل، روی این سطوح پخش می‌شوند. بعضی ماکروفاژها دارای اختلافاتی با ساختمان پایه فوق‌الذکر می‌باشند،مثلا مونوسیتهای خون،دارای هسته‌هایی گرد هستند که با پیشرفت روند بلوغ سلول،به تدریج از حالت گرد خارج شده و طویل می‌گردند. ماکروفاژهای آلوئولار معمولا فاقد شبکه آندوپلاسمیک دانه‌دار بوده و در عوض سیتوپلاسم آنها پر از گرانول(دانه) است و بالاخره سلولهای میکروگلیا ی
 موجود در سیستم عصبی
مرکزی، دارای هسته میله‌ای شکل و زواید سیتوپلاسمی طویلی هستند که این زواید در صورت تحریک سلول توسط آسیب بافتی از بین می‌روند.


تصویر
پاسخ ایمنی سلولی به برخی از ارگانیسم‌ها، سبب رشد ماکروفاژها و نیز افزایش تعداد لیزوزوم‌های موجود در آنها می‌گردد.سلولهایی که بدین طریق حاصل می‌شوند، ماکروفاژ فعال شده نام دارند. در صورتی که ماده بیگانه، برای مدت طولانی در بدن باقی بماند، تعداد زیادی ماکروفاژ در اطراف این ماده تجمع حاصل کرده و از نظر بافت‌شناسی، منظره‌ای شبیه به اپی تلیوم پیدا می‌کنند. از این رو ، این سلولها به سلولهای اپی‌تلیویید موسومند. در صورتی که، لزوم به دربرگیری ذراتی بزرگ، که قابل بلعیده شدن توسط یک سلول واحد نیستند احساس شود، سلولهای اپی‌تلیویید می‌توانند به یکدیگر متصل شده و تشکیل سلولهای چند هسته ای به نام Gaint cell را بدهند.

اعمال ماکروفاژها

ماکروفاژها علاوه ‌بر دربرگیری مواد بیگانه ، دارای اعمال مهم دیگری نیز در ارتباط با دفاع بدن می‌باشند. این سلولهای علاوه بر به انجام رساندن فاگوسیتوز، عهده‌دار ترشح فاکتورهایی هستند که باعث ایجاد تب شده و برروی پاسخهای التهابی نیز تاثیر می‌گذارند. آنها همچنین مسوول پردازش آنتی ژن، برای ایجاد پاسخ ایمنی بوده و بالاخره باعث تقویت فرآیند ترمیم بافتها می‌گردند. در اثر تحریک ماکروفاژ توسط باکتریها،فرآورده‌های باکتریایی و یا تخریب بافتی ،از این سلولها، پروتیینی موسوم به اینترلوکین ۱  ترشح می‌شود که باعث ایجاد یک پاسخ عمومی به جراحت می‌گردد.

برخی از اعمال اینترلوکین ۱  عبارتند از ایجاد تب ، تحریک نوتروفیل ها و تاثیر بر روی راههای متابولیکی بدن، از طریق بسیج کردن منابع انرژی به منظور از بین بردن عامل مهاجم. ماکروفاژها، یکی از عناصر فعال موثر بر فرآیند التهاب هستند. این سلولها به سمت محل تهاجم میکروب، جلب شده و علاوه بر کمک به حذف عامل مهاجم، فاکتورهایی را نیز از خود ترشح می‌کنند. ماکروفاژها با داشتن
شبکه آندوپلاسمی خشن ، قادر به سنتز و ترشح پروتئینها می‌باشند. برخی از این پروتئینها بطور مداوم آزاد می‌شوند(مانند آنزیم لیزوزیم) و بعضی از تولیدات ماکروفاژها، تنها در حین فاگوسیتوز
آزاد می‌شوند که این ترکیبات باعث تخریب بافتی شده و تاثیر بسزایی بر التهاب دارند.

گیرنده‌های سطحی ماکروفاژها

ماکروفاژها دارای گیرنده‌های سطحی مختلفی هستند. بر روی سطح ماکروفاژهای انسان و موش،گیرنده‌هایی برای آنتی‌بادیها وجود دارد،در نتیجه ذراتی که بوسیله آنتی‌بادی پوشیده شده‌اند، می‌توانند خیلی محکم به ماکروفاژها متصل شوند و آنتی ژن را در درون ماکروفاژ به این ترتیب نابود کنند.



 پردازش آنتی‌ژن توسط ماکروفاژها

اگر، تمام مواد بیگانه، بطور کامل توسط سلولهای فاگوسیتیک بالغ ،هضم و نابود می‌شدند، دیگر نه محرکی برای ایجاد پاسخ ایمنی وجود داشت و نه نیازی به آن،بنابراین مقداری از آنتی‌ژن باید به صورت دست نخورده برای تحریک سلولهای حساس به آنتی‌ژن حفظ شود. آزمایشهایی که با استفاده از آنتی‌ژن نشان‌دار شده توسط مواد رادیواکتیو انجام شده، نشان‌دهنده این حقیقت است، که با وجود هضم و از بین رفتن قسمت اعظم آنتی‌ژن ، چند مولکول از آن در داخل تعدادی ماکروفاژ ، دست نخورده باقی مانده و بر روی غشای سطحی سلول یافت می‌شوند. همه ماکروفاژها قادر به پردازش آنتی‌ژن برای پاسخ ایمنی نیستند.

منبع :

www.daneshnameh.ir

توجه : 

سلام بر همه دوستان عزیزم که همواره مرا مورد لطف خود قرار می دهند.به علت اینکه روی دو طرح پژوهشی و اندکی کارهای دیگر مشغولم و تعداد پیوندها نیز زیاد شده است،ممکن است نتوانم به موقع به همه دوستان سر بزنم(نه اینکه نزنم) و به روز رسانی را اعلام کنم،بنابراین از دوستان خواهشمندم که در خبرنامه عضو شوند تا از به روز رسانی وبلاگ مطلع گردند.اگر کمکی هم از دستم بر می اید با ایمیل من در تماس باشید:

global_star_2007@yahoo.com

با آرزوی موفقیت برای همه شما

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه 24 شهریور1386 ساعت 6:36 بعد از ظهر توسط محمد علی کلانتری |


اینترفرون ها (Interferon )، پروتئین هایی هستند که توسط میزبان تولید می شوند تا جلوی همانند سازی ویروس ها را بگیرند.این پروتئین ها، توسط حیوانات یا سلول های کشت شده سالم، در پاسخ به عفونت ویروسی یا عوامل القاء کننده دیگر، تولید می شوند.این ترکیبات،رده نخست دفاع بدن، علیه عفونت ویروسی هستند.

اینترفرون ها، ایمنی هومورال (Homoral )و سلولی را تنظیم می کنند و اعمال تنظیمی مهمی جهت رشد سلول ها دارند.اینترفرون ها در سه گروه قرار می گیرند:

۱-   آلفا که از لوکوسیت ها منشا می گیرند و دارای ۱۴۳ اسید آمینه می باشد.

۲-  بتا که منشاء آن، فیبروبلاست ها بوده و ۱۴۵ اسید آمینه دارد.

۳-    گاما با منشا لنفوسیتی و ۱۴۶ اسید آمینه دارد.

اندازه اینترفرون های مختلف مشابه یکدیگر می باشد، اما از لحاظ آنتی ژنی با یکدیگر تفاوت دارند.

 

اینترفرون گاما مهمترین سیتوکاینی است که نقش بسزائی را در تعیین نوع پاسخ ایمنی علیه عوامل مهاجم خارجی و داخلی بعهده داشته  و توسط لنفوسیتهایTh1 ،لنفوسیتهای CD8+Tc و سلولهای ‌NK بدن ترشح می شود. امروزه مطالعات زیادی در مورد اثر عوامل مختلف از جمله ویروسها، باکتریها، داروها، آنتی ژنها، سوپرآنتی ژنها، میتوژنها، آلرژنها و سرطانها بربیان ژن اینترفرون گاما بصورت  in vitro و in vivo انجام می گیرد. (با توجه به اینکه بیان ژن سیتوکاینها من جمله اینترفرون، موقتی بوده و در یک زمان محدود می باشد،لذا تعیین زمان مورد نیاز جهت ماکزیمم بیان ژن اینترفرون گاما توسط لنفوسیتهای کشت داده شده در حضور PHA  می تواند در مطالعات کلونینگ و بیان ژن آن کاربرد داشته باشد).

سنتز اینترفرون ها:

اینترفرون، بوسیله تمام گونه های مهره داران ساخته می شود .سلول های طبیعی،تا زمانی که جهت سنتز اینترفرون القاء نشده باشند، معمولاً این کار را انجام نمی دهند. عفونت های ویروسی یکی از عوامل قوی تولید اینترفرون هستند.  ویروس های RNA  در مقایسه با ویروس های DNA ،عوامل القاء کننده قویتری جهت تولید اینترفرون می باشند.

فعالیت ضد ویروسی اینترفرون:

اینترفرون ها، برای نخستین بار، بر اساس قابلیت جلوگیری از عفونت ویروسی در سلول های کشت شده، شناسایی شده اند. اینترفرون ها به فاصله زمانی کوتاهی(کمتر از 48 ساعت) پس از عفونت ویروسی، در حیوانات سالم ساخته می شوند و سپس تولید ویروس ها کاهش می یابد.آنتی بادی تا چند روز پس از کاهش تولید ویروس ها، در خون حیوان آزمایشگاهی ظاهر نمی شود.این ارتباط، زمانی نشان دهنده آن است که اینترفرون ها، نقش مهمی در دفاع میزبان علیه عفونت های ویروسی دارند.

تصویر عمل اینترفرون:

 

                               

زيست شناسي گناباد

                           

 

عملکرد اینترفرون ها، تقریباً در تمام موارد، اختصاص به گونه میزبان دارد.بر عکس،فعالیت اینترفرون ها، اختصاص به یک نوع ویروس خاص ندارد؛به طوری که این ترکیبات، می توانند همانند سازی انواع مختلفی از ویروس ها را مهار کنند. هنگامی که اینترفرون، پیش از روند عفونت به سلول ها اضافه شود،همانند سازی ویروس ها به طور بارزی مهار می شود، اما عملکرد سلول تقریباً در حد طبیعی باقی می ماند.

اینترفرون خود عامل ضد ویروسی نیست؛بلکه اینترفرون از طریق سنتز سایر پروتئین هایی که عملاً روند همانند سازی ویروس را مهار می کنند،باعث ایجاد وضعیت ضد ویروسی می شود.                                      

  

منبع:

1

2

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه 24 شهریور1386 ساعت 6:25 بعد از ظهر توسط محمد علی کلانتری |