|
پاسخ اين سؤال
مثبت است. اما انسان فقط مي تواند الماس مصنوعي بسازد. وقتي كه با مراحل
ساخت الماس در طبيعت آشنا مي شويم، آن وقت مي پذيريم كه چندان كار ساده اي
هم نيست. توليد الماس طبيعي حدود صد ميليون سال قبل موقعي كه زمين شروع به
سرد شدن كرد، آغاز شده است. در آن زمان توده اي از صخره اي مذاب داغ زير
زمين وجود داشته و اين صخره ي مذاب در اكثر حرارت و گرما و فشار فوق
العاده تبديل به كريستال مي گردد. در واقع الماس يك نوع كربن است كه تحت
شرايط خاصي تبديل به كريستال (بلور) گرديده است. الماس سخت ترين ماده ي
روي زمين است. چون الماس فوق العاده گران قيمت است، بشر همواره در تلاش
بوده كه نوع مصنوعي آن را توليد نمايد. جالب است كه بگوييم مدتها قبل سه
شخص مختلف در سه جاي مختلف موفق به ساخت الماس شدند. اولين نفر آقاي
جي.بي.هاني از انگلستان در سال 1880. دومين نفر آقاي هانري موسّان از
فرانسه در سال 1893 و بالأخره آقاي ويليام كروكز بود از انگلستان كه در
سال 1906 موفق به ساخت الماس گرديد. آقاي موسّان آهن گداخته را با كربن در
كوره الكتريكي تركيب كرد. سپس آهن گداخته را وارد محلول نمك نموده سطح
خارجي سرد و منقبض شده و قسمت داخلي به صورت گداخته باقي مي ماند و اين
تفاوت درجه حرارت فشار فوق العاده اي را سبب مي گردد و گفته مي شود كه
ماده مزبور به الماس تبديل مي گردد. نكته جالب و عجيب اين آزمايش در اين
است كه موقعي كه ديگران اين آزمايش را انجام مي دهند، موفق به توليد و
ساخت الماس نمي گردند. بنابراين امروزه اعتقاد بر اين است كه اولين الماس
مصنوعي در سال 1954 ساخته شد، و طي آن كربن تحت فشار مخصوص و درجه حرارت
2800 سانتي گراد و فشار 800000 پوند بر اينج مربع تبديل به الماس مي گردد.
اولين الماس هاي توليد شده به رنگ زرد بودند و بزرگ ترين آن ها حدود 1
شانزدهم اينج طول داشتند. الماس هاي مصنوعي ناخالصي دارند و براي بريدن از
آن ها استفاده مي شود نه به عنوان جواهر. اما ممكن است روزي بشر قادر باشد
كه الماس خالص واقعي را بسازد!
منبع :
http://zendehboudi.blogfa.com/post-131.aspx|
ماهنامه دانشمند
سرمقاله |
|||
| من هم مي توانم براي دانشمند مطلب بفرستم ؟ ص 2 | |
| خبرنامه | |||
| آلبوم ماه ص 3 | |
| خبرها و نوآوري ها ص 4 | |
| گزارش تصويري ص 6 | |
| گزارش و گفت و گو | |||
| ناگهان ، ديدم ص 8 | |
| كمي خلاقيت بيشتر در فضاي اينترنت ص 10 | |
| ديدگاه | |||
| نجوم آماتوري ايران ؛ يك گام به پيش ص 12 | |
| مقالات | |||
| نبوغ آشفته ص 14 | |
| موضوع ويژه | |||
| من ، روبات ص 20 | |
| مقالات | |||
| به دنبال حيات در فراسوي زمين ص 31 | |
| سرگذشت وازه هاي پزشكي ص 38 | |
| چند سوال در باره تلسكوپ ها كه هميشه مي خواستيد بپرسيد ص 41 | |
| چرا ماه در افق بزرگ تر ديده مي شود ص 44 | |
| تن ز جان و جان ز تن مستور نيست ص 46 | |
| مايكروويو چگونه كار مي كند ؟ ص 52 | |
| موجودات اساطيري ص 54 | |
| پيوند قلب هاي هيبريدي ص 56 | |
| برنده و زيبا ص 58 | |
| حشرات « راپورت » مي دهند ص 63 | |
| كندوكاو در رمز و راز رياضيات ص 64 | |
| آيا شما به دنبال تاييد ديگران هستيد ص 69 | |
| علم و تخيل | |||
| پيشتازان فضا همچنان مي تازند ص 73 | |
| غرور زمين ص 74 | |
| هميشگي ها | |||
| وب گردي ص 80 | |
| الكترونيك | |||
| چراغ هاي چشمك زن ص 83 | |
| هميشگي ها | |||
| خواندني ها ص 88 | |
| سرگرمي ص 90 | |
| گذشته ها ص 93 | |
| نامه به دانشمند ص 94 |
سلام به دوستان خوبم.
سایت ما به زودی کامل و راه اندازی می شود که در آن می توانید در مورد هر چیزی اطلاعات کسب کنید.
آدرس سایت ما :
http://emag.vcp.ir
سلام به دوستان بسیار خوبم که هميشه نسبت به من لطف دارند.
خيلي دلم مي خواد مثل سابق،هر روز بيام و مطالب جديد و به روز بزارم، اما به قول مسعود شصتچي،(هي نمي شه)و من دنبال دليلش هستم،اما هر چي بيشتر مي گردم كمتر به نتيجه مي رسم.فعلا اين رو داشته باشين تا بعد:

جنين انسان در خيابان وليعصر تهران
vali`asr street - tehran
منبع :
سلام به دوستان عزیزم.
از اینکه تاخیری طولانی داشتم معذرت می خوام.دنبال تاییدیه طرحم هستم.همه نظرات رو هم خوندم،اما چون وقت نداشتم جواب بدم، تاییدشون نکردم تا سر فرصت جواب بدم.
به زودی بر می گردم.
خدمت دوست عزیزم نادیا خانوم هم که مطالبی در مورد حلقه های کشتزار خواسته بودن عرض کنم که به زودی مطالبی در وبلاگ می زارم.
باز هم از همه دوستان عزیز پوزش می خوام و آرزومند سلامتی و شادکامی همه هستم.
اما در مورد مجموعه:
یک مجموعه علمی (گروه علمی) که مقالات درخواستی علمی،سی دی و کتب علمی،پایان نامه های علمی،عکس های علمی رو تهیه و کنفرانس های علمی برگزار می کنه.علاوه بر اون یه مجله علمی هم در دستور کار ما هست.
یه نمای کلی از برنامه ما اینه که گفتم و به امید خدا از 15 فروردین استارت می خوره.
هر کسی می خواد باشه یه یا علی بگه و بسم الله ...
سال نو هم بر همه مبارک باشه.
امید که سالی پر از کامیابی و موفقیت برای شما و همه باشه.
![]()
برای دیدن عکس با اندازه واقعی در اینجا کلیک کنید
طبق قوانین آئرودینامیک،زنبورعسل نمی تواند پرواز کند،زیرا نسبت سطح بالهایش به بدنش،کم است،اما ...
این قانون را نادیده بگیرید،زنبور عسل پرواز می کند.


مجله Popular Science فهرستی از شگفتیهای علمی سال 2008 منتشر کرده است که در صورت تحقق ، دنیا را دچار تحولاتی عظیم خواهند کرد.
مجله علمی Popular Science با ارائه فهرستی به بررسی خدماتی که دانشمندان و محققان در سال 2008 به جامعه بشری عرضه می کنند پرداخته است که در ادامه به شرح آنها پرداخته شده است:
منبع : www.jamejamonline.ir
شرکت خصوصی Odyssey Moon با ریاست دکتر رامین خادم به عنوان نخستین نهاد خصوصی جهان گام در راه اکتشافات تازه در ماه و تصاحب جایزه ۳۰ میلیون دلاری "گوگل ماه ایکس پرایز" گذاشت.

چندی پیش گوگل و بنیاد ایکس پرایز، برای کسانی که موفق شوند تا ۳۱ دسامبر ۲۰۱۲ یک کاوشگر را روی ماه فرود آوردند و با استفاده از آن از حداقل ۵۰۰ متر حرکت کرده و تصاویر و فیلمهایی را در حجم یک گیگابایت به زمین ارسال کنند ، جایزه ۳۰ میلیون دلاری در نظر گرفته اند.
دکتر رامین خادم محقق و رئیس ایرانی شرکت خصوصی Odyssey Moon پس از اعلام رسمی ورود شرکتش به این رقابت بزرگ در سن خوزه کالیفرنیا گفت : مردم واقعا از نمای واقعی ماه آگاهی و اطلاعات کاملی ندارند.
وی گفت : ماه هشتمین قاره محسوب می شود و وظیفه داریم تا آن را کشف کنیم. ما می خواهیم برنده جایزه گوگل باشیم و اگر به این مهم دست پیدا کنیم دستاورد قابل ملاحظه ای داشته ایم.
بنابر اعلام گوگل و بنیاد ایکس پرایز، جایزه ۳۰ میلیون دلاری تا سال ۲۰۱۲ معتبر است و پس از آن این مبلغ به ۲۵ میلیون دلار کاهش یافته و از سال ۲۰۱۴ به بعد و در صورتیکه که هیچ مدل مناسبی ارایه نشود، این جایزه لغو خواهد شد.
به گزارش مهر، شرکت خصوصی Odyssey Moon نخستین شرکت و نهاد خصوصی در جهان است که با پرداخت هزینه ۱۰ هزار دلاری ثبت نام، تلاش خود برای تصاحب این جایزه بزرگ را رسما آغاز کرده است.

در همین حال پیتر دیاماندس، بنیانگذار X Prize گفت : امیدواریم اعلام این خبر از سوی دکتر خادم سایر تیمها را برای وارد شدن به این عرصه ترغیب کند.
دکتر خادم به خبرگزاری فرانسه گفت : سیستم فضایی ما روباتی کوچک خواهد بود که در مقایسه با سیستمهای مسافرتی فضایی مورد حمایت نهادهای دولتی، دستاوردی متعادل تر است.
وی افزود : ما مکملی بر طرحهای چین، روسیه و آمریکا هستیم و نه رقیبی برای آنها.
دکتر خادم که ریاست دانشگاه بین المللی فضایی را نیز بر عهده دارد معتقد است اکتشافات در ماه سکوی پرشی برای سایر اکتشافات فضایی خواهد بود.
دکتر رامین خادم مدرک کارشناسی خود را در رشته مهندسی برق از دانشگاه الینویز اخذ و به دنبال آن کارشناسی ارشد و دکترای خود را در از دانشگاه مک گیل کانادا اخذ کرد.
وی در سالهای گذشته شرکت Inmarsat را به جایگاهی رسانده است که هم اکنون به عنوان یک کنسرسیوم ماهواره های موبایل جهانی در دنیا مطرح شده است.
منبع: www.jamejamonline.ir
مقامات سازمان فضايي امريكا، ناسا روز يكشنبه 9 دسامبر اعلام كردند ، پرتاب شاتل فضايي آتلانتيس تا سال 2008 و دستكم تا روز 2 ژانويه به تعويق افتاد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، ناسا رسما پرتاب آتلانتيس را به دليل يك اختلال نامشخص در يكي از كنتورهاي اندازهگيري هيدروژن در مخزن خارجي به تعويق انداخت.
براساس مقررات جديد ناسا هر 4 كنتور اندازهگيري مخازن سوخت بايد به طور صحيح عمل كنند تا بتوان شاتل را پرتاب كرد.
عملكرد اشتباه 3 كنتور اندازهگيري مخزن خارجي سوخت موجب شد تا پرتاب شاتل آتلانتيس كه قرار بود روز پنجشنبه انجام شود 3 بار به تعويق بيفتد.

كنتورهاي اندازهگيري سوخت كه به رايانه داخلي شاتل مرتبط هستند بخشي از سيستم حياتي شاتل فضايي هستند كه ميتوانند رابطه موتورهاي اصلي را در صورت خالي شدن مخزن سوخت، نشت سوخت و يا مشكلات فني با مخزن سوخت قطع كنند.
در صورتي كه اين ارتباط قطع نشود احتمال بروز حريق يا انفجار در شاتل وجود دارد.
ماموريت اصلي شاتل آتلانتيس انتقال آزمايشگاه اروپايي كلمبوس به ايستگاه بينالمللي فضايي است.
منبع: www.jamejamonline.ir
مسئولان "ساعت سرنوشت" قصد دارند چهارشنبه 17 ژانویه (27 دی) عقربههای اين ساعت را به جلو ببرند
اين اقدام بدتر شدن وضعیت خطرات هستهای و آب و هوایی در جهان را بازتاب ميدهد.
به گزارش خبرگزاری رویترز از واشنگتن این ساعت نمادین که بوسیله مجله "بولتن دانشمندان اتمی" نگهداری میشود، در حال حاضر بر روی هفت دقیقه به نیمهشب قرار دارد؛ نیمهشب بیانگر فاجعهای جهانی است.
گرچه هنوز این گروه رسما اعلام نکردهاست که عقربهها را در کدام جهت حرکت میدهد، اما در بیانیهای که در آستانه حرکت دادن عقربههای این ساعت منتشر کرد، میگوید این تغییر بر پایه "بدترشدن تهدیدات هستهای و آب و هوایی" در جهان است.
این ساعت برای آخرین بار در سال 2002 با دو دقیقه جلو بردن بر روی هفت دقیقه به نیمه شب قرار داده شد تا بیانگر نگرانیها در مورد خطر تکثیر سلاحهای هستهای، بیولوژیک و سایر سلاحها و تهدید تروریسم باشد.
این ساعت که در سال 1947 بوسیله تحریریه این مجله ایجاد شد، در آن زمان نیز بر روی هفت دقیقه به نیمهشب قرار داشت و از آن به بعد تا به حال 17 بار عقربههای آن حرکت داده شده است.
این ساعت در سال 1953 به دنبال آزمایش بمب هیدروژنی بوسیله آمریکا و شوروی در دو دقیقه به نیمهشب قرار داده شد و در سال 1991 پس توافق ابرقدرتها در مورد کاهش سلاحهای هستهای به 17 دقیقه به نیمهشب عقب برده شد.
منبع : www.hamshahrionline.ir
ناسا، جزئیات عملیات سفر انسان به مریخ را که قرار است از سال 2028 آغاز شود و در سال 2031 با حضور 7 فضانورد به نتیجه برسد، تشریح کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، ناسا در همایش Lunar Exploration and Analysis Group که در هستون آمریکا برگزار شد، اعلام کرد که بین 20 سال آینده، راکت Ares V برای سفر انسان به مریخ آماده خواهد شد. این راکت در سال 2018 انسان را به ماه می رساند و پس از آن در ژانویه 2029 به همراه یک راکت مشابه دیگر به سیاره سرخ عزیمت می کند.
این دو راکت در مجموع 400 تن ماده را به روی سطح مریخ حمل می کنند تا به این ترتیب محل اقامت فضانوردان و یک آزمایشگاه به دست روباتها در سطح مریخ ساخته شود.

در صورتی که تمام پیش بینی ها درست انجام شود، در فوریه 2031 ، هفت فضانورد که احتمالا چهار مرد و سه زن هستند، به طرف مریخ عزیمت می کنند. این سفر بین 6 تا 7 ماه به طول می انجامد. پس از عزیمت به مریخ این فضانوردان حداقل 16 ماه در این خانه مریخی اقامت می کنند و سپس به زمین باز می گردند. در کل سفر طولانی این فضانوردان 30 ماه طول می کشد.
براساس گزارش پایگاه خبری ناسا، 4 راکت Ares V که از نظر ابعاد و قدرت در اندازه های راکت "زحل 7" هستند، فضاپیمایی که این فضانوردان را به مریخ می رساند تا اطراف زمین حمل می کنند.
"زحل 7" راکتی است که فضانوردان را در ماموریت "آپولو" برای رسیدن به ماه همراهی کرد.
فضانوردان در داخل این ناو فضایی در یک گلخانه، میوه و سبزی پرورش می دهند. این اقدام موجب می شود که بتوانند راحتتر سفر طولانی را تحمل کنند.
برای تأمین آب و هوا، این فضانوردان از سیستمهای بازیافت ویژه این مواد استفاده می کنند، به این ترتیب فضاپیما می تواند آب و اکسیژن کمتری با خود حمل کند.
با وجود تمام پیش بینی ها به نظر می رسد این نقشه، دو نقطه ضعف داشته باشد. اولین نقطه ضعف به مسئله حفاظت فضانوردان از تشعشات کیهانی نگاه می کند و دومین مورد، مشکلات روحی روانی فضانوردان است.
درحقیقت این فضانوردان باید ماه ها دور از زمین زندگی کنند و هرچه که از زمین دورتر می شوند، برقراری ارتباط با زمین دشوارتر می شود، چرا که فاصله زمین و مریخ بسیار زیاد است و تنها می توان چند دقیقه از صدای فضانوردان را در زمین شنید.
در حال حاضر دو کاوشگر "روح" و "فرصت" تحقیقات خود را از چهار سال قبل در این سیاره دنبال می کنند و چند کاوشگر دیگر هم در مدار اطراف سیاره سرخ به انجام تحقیقات هستند که از آن جمله می توان به مارس اکسپرس اشاره کرد.
سال آینده نیز کاوشگر "فونیکس" که در حال حاضر در راه رسیدن به مریخ است، در سطح قطب شمال این سیاره فرود خواهد آمد.
منبع: www.jamejamonline.ir
سلام به دوستان عزیزم.
با عرض پوزش،چون به عنوان خبرنگار سرپرستی روزنامه پول استان گیلان،در نمایشگاه تخصصی پزشکی،دندانپزشکی،آزمایشگاهی و لوازم داروئی،آرایشی و بهداشتی شرکت داریم،تا روز شنبه از به روز کردن وبلاگ معذورم.
تمامی دوستان به بزرگی خود مرا می بخشند.
پروفسور مجيد سميعي استاد مشهور جراحي مغز و اعصاب جهان ، اواسط آذرماه براي شركت در همايشي علمي - تخصصي عازم ايران خواهد شد.
پروفسورسميعي كه براي شركت در يك همايش علميوانجام چند عمل جراحي مغز و اعصاب در پكن پايتخت چين بسر ميبرد، اظهار داشت: پنجم دسامبر آينده( ۱۴آذرماه) براي شركت در يك سمپوزيوم بينالمللي جراحي مغز و اعصاب به ايران سفر خواهم كرد.

وي گفت:اين نشست از روز ۱۵آذر به مدت سه روز در بيمارستان ميلاد تهران برگزار خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری ايرنا ، اين استاد مشهور جراحي مغز واعصاب جهان كه مهرماه گذشته مفتخر به دريافت عاليترين نشان افتخاري دولت چين ويژه متخصصين خارجي شد ، گفت: احتمالا در اين سمپوزيوم خانم دكتر" لين فون" استاد كرسي جراحي مغزواعصاب دانشگاه پزشكي پكن نيز شركت خواهد كرد.
وي گفت : در اين همايش آخرين و تازهترين يافتههاي جراحي مغز و علوم اعصاب توسط متخصصين مورد بحث و بررسي قرار خواهد گرفت.
پروفسور سميعي كه رياست مركز بينالمللي علوم اعصاب شهر هانوفر آلمان و رياست مركز مغز و اعصاب چين را برعهده دارد ، گفت : همچنين فردا (يكشنبه) در قالب يك همايش علمي - تخصصي چند عمل جراحي مغز و اعصاب را بهصورت live (زنده) در حضور متخصصان و جراحان چيني در پكن انجام خواهم داد.
وي گفت : در همايشها و نشستهاي تخصصي بسيارياز مسايل در قالب تئوري مطرح ميشود كه طبعا مشاهده آن از نزديك و انجام آن روي بيماران، نقش موثري در كاربردي كردن يافتههاي جديد و ارتقاي علم جراحي مغز و اعصاب دارد.
پروفسور سميعي جراح سرشناس وبرجسته ايراني مقيم آلمان است وتاكنون دهها دوره بازپروري براي جراحان چيني در رشته مغز و اعصاب برگزار كرده است.
او در سال ۱۳۱۶خورشيد در شهرستان رشت ديده به جهان گشود و در سن ۳۳ سالگي به درجه پروفسوري در رشته مغز و اعصاب مفتخر گرديد.
منبع: hamshahrionline.ir
پیاز یکی از قدیمیترین گیاهان زراعی بوده که از هزاران سال قبل،به عنوان طعم- دهنده غذاها و همچنین دارو از آن استفاده میشده است. قدیمیترین منابع کشف شده از سومریان بدست آمده که نشان میدهد، سومریان که در عراق امروزی میزیستهاند، تقریبا ۲۶۰۰ قبل از میلاد مسیح از این گیاه استفاده می کردهاند. در نسخههای کتب قدیمی مصر که نوشتههای خود را روی پاپیروس مینوشتند، از اثرات دارویی پیاز سخن به میان آمده است. آنها عقیده داشتند که مصرف پیاز به همراه غذا انرژی بیشتری به فرد میدهد.
ساختمان پیاز
این گیاه دو ساله بوده که در سال اول ، اندامهای رویشی آن بوجود میآیند و در سال دوم اندامهای زایشی ایجاد میشود که تولید تخم میکنند. برگهای گیاه پیاز توخالی و لولهای شکل هستند. ساقه آن که ارتفاعش بین ۶۰ سانتیمتر تا یک متر می باشد هم توخالی است که در بخش پایینی ، ساقه کمی متورم شده است.
پیاز دارای یک ساقه پهن زیر زمینی به قطر چند متر میباشد که در سطح بالای این ساقه ، برگهای پیاز که کلروفیل خود را از دست دادهاند و به مخزن غذایی گیاه تبدیل شدهاند قرار گرفتهاند. ریشه پیاز از قسمت زیرین این ساقه خارج میشود. در وسط این ساقه زیر زمینی ، نقطه رویشی پیاز که به عنوان جوانه انتهایی ساقه هوایی میباشد قرار دارد که در این قسمت ، ساقه گل دهنده و برگ سبز بوته پیاز ظاهر میشود که به رشد خود ادامه میدهد.
بوی پیاز مربوط به مواد گوگردی فراری است که در هنگام تقطیر در حرارت معمولی اتاق تجزیه میگردند. به همین دلیل طعم پیاز پخته در مقایسه با پیازهای خام بسیار ملایمتر است. پیاز سفید معمولا ملایمتر از پیازهای قرمز و زرد است، به این دلیل که از این مواد گوگردی کمتر دارد. اغلب پیازهایی که در نواحی مرطوب رشد میکنند، دارای مواد گوگردی کمتری بوده و در نتیجه ملایمترند.
زمانی که پیاز را به مدت چند ماه در انباری قرار میدهیم، پیاز به دلیل این که آب و یا هیدرات کربن خود را از دست میدهد، به تدریج تندتر میشود. مواد گوگردی پیاز ، خواص مختلفی از خود نشان میدهند که یکی از آنها اشک آور بودن است. اگر چه ما معمولا اشک آوری پیاز را دوست نداریم و باعث ناراحتی ما میشود، این خاصیت پیاز آن را در برابر موجودات ریز زنده خارجی حفاظت مینماید. البته روشهایی برای کاهش اشک آوری پیاز وجود دارد. برای مثال ، قرار دادن پیاز در یخچال یا پوست کندن پیاز در آب روان.
مناسبترین محل برای انبار نمودن پیاز، سردخانه است که به این وسیله میتوان در مدت انبار کردن پیاز ، آن را از انواع تغییرات حفظ کرده و همچنین از انواع آفت از جمله قارچها ، باکتریها ، ویروسها و... محافظت نمود. به علاوه از آنجا که قرار دادن پیاز در مکان گرم سبب سبز شدن، ساقه زدن و کم وزن شدن خود پیاز میشود، با قرار دادن آن در سردخانه از این آسیبها محافظت خواهد شد.
گاهی بر اثر مصرف زیاد پیاز ، عوارض مسمومیت بروز میکند. در انسان پس از مصرف زیاد پیاز ، چه خود پیاز و چه فراوردههای دارویی تولید شده با آن ، ممکن است مسمومیت خفیف یا شدید بوجود آید. این فساد پیاز میتواند ناشی از عدم رعایت قوانین لازم جهت کاشت ، داشت یا برداشت گیاه ، نگهداری نامناسب در انبار باشد. علایم مسمومیت با خوردن پیاز عبارتند از: کم خونی و بیماری زردی که در نتیجه همولیز خون حادث میشود و احساس بوی تند از ادرار یا هوای بازدم فرد مسموم که تشخیص مسمومیت را ساده میکند. بنابراین لازم است همانطور که سالم بودن گیاه را در نظر میگیریم، مقدار مصرف پیاز را هم مد نظر داشته باشیم و در خوردن آن، زیادهروی نکنیم.
در تهیه غذاهای مختلف از انواع پیاز استفاده میکنند. این ماده غذایی ، عطر و طعم خوبی به غذاها میدهد. همچنین پیاز را در تهیه انواع ترشی از جمله پیاز ترشی و پیاز شور و برای درست کردن انواع سالاد بکار میبرند. در تهیه انواع ساندویچ هم پیاز یکی از اجزای مهم محسوب میشود.
منبع: www.daneshnameh.ir
ویروس هپاتیت C :
ويروس كشنده هپاتيت C مستقيما ازسلولي به سلول ديگر ليز خورده و به اين ترتيب، از دفاع هاي بدن عبور مي كند.
به گزارش BBC ، محققان دانشگاه بيرمنگام مي گويند اين مكانيسم به شرح گسترش سريع ويروس در برخي بيماران كمك ميكند.
ويروس ها وارد سلول ها شده ، تكثير مي يابند و سپس تعداد زيادي از آنها سلول را منهدم مي كند تا دوباره اين چرخه را تكرار كنند.
اما برخي ويروس ها مجبور نيستند پيش از آلوده كردن سلول ديگر ، سلول ميزبان را ترك كنند و مي توانند مستقيما بين سلول ها حركت داشته باشند.
انتقال سلول به سلول به ويروس اين امكان را مي دهد كه از برخي سيستم هاي دفاعي مهم بدن عبور كند درحالي كه آنتي بادي ها فقط قادرند به ويروس هاي خارج از سلول حمله كنند.
اين موجب نااميدي دانشمنداني شده است كه در تلاش بودند براي توقف ويروس از افزايش دفاع هاي آنتي بادي استفاده كنند.
اكنون محققان بايد با شناخت بهتر ويروس ، روشهاي گير انداختن اين ميكرب بي رحم را بيابند.
منبع: www.jamejamonline.ir
عجیب ترین آزمایشات علمی :
نشريه انگليسي «ساينس» در تازهترين شماره خود عجيبترين آزمايشهاي علمي و طرحهاي تحقيقاتي پژوهشگران و دانشمندان جهان را به چاپ رسانده است.
به گزارش ايرنا ، انسان همواره در پي كشف حقايق و بسياري از ناشناختهها در علوم مختلف بوده است و هيچگاه اين حس كنجكاوي او پاياني نداشته است.
به همين دليل است كه انسان تاكنون براي كسب پاسخ پرسشهاي خود اقدام به آزمايشهاي عجيب و خارقالعاده كرده است.
تعدادي از اين آزمايشهاي منتشر شده در ساينس به شرح ذيل است:
چگونه فيلها به ماده مخدر «ال اس دي» واكنش نشان ميدهند؟
درسال ۱۹۶۲دانشمندان آمريكايي درحالي اين سوال مهم را مطرح كردند كه آنها براي پي بردن به آن مجبور شدند اين ماده رابه يك فيل تزريق كنند ، ميزان ماده تزريقي به اين حيوان تقريبا سه هزار برابر ميزان مصرف الاس دي توسط انسان بود.
فيل مورد آزمايش پس از تزريق و كشيدن يك نعره واژگون و ظرف يك ساعت تلف شد.
بدين ترتيب محققان نتيجه گرفتند فيلها بسيار زود دربرابر اين ماده مخدر از خود واكنش نشان ميدهند.
زنده شدن پس از مرگ
به دنبال بحثهاي بسيار درباره راز هميشگي "مرگ انسان"، يك محقق كاليفرنيايي به نام "رابرت كورنيش" تصميم به تلاش براي زنده كردن يك جسد گرفت.
كورنيش جسدي را بر روي يك تاب قرار داد تا خون درون آن دوباره جريان پيدا كند. پس از آن مقداري آدرنالين و رقيقكننده خون به جسد تزريق كرد اما آزمايشهاي جنجالي وي موجب شد كورنيش را از دانشگاه تبعيد كنند.
كورنيش پس از آن تحقيقاتش را در منزل و در آزمايشگاه خانگي خود انجام داد ، او به وسيله يك جاروبرقي و لولههاي بخاري توانست يك دستگاه قلب و يك دستگاه ريه بسازد.
درهمين حال "توماس مك مونيگل" جنايتكاري كه حكم اعدامش صادر شده بود آمادگي خود را براي استفاده از جسدش پس از مرگ از سوي كورنيش اعلام كرد.
اما مقامات قضايي از ترس آنكه مونيگل بتواند با آزمايشهاي كورنيش زنده شده و فرار كند با اين كار مخالفت كردند.
آيا انسان با چشمان باز هم قادر به خوابيدن است؟
"جان اسوالد" يك محقق اسكاتلندي درسال ۱۹۶۰سعي دركشف پديده خواب با چشمان باز كرد.
او از داوطلبان شركتكننده در اين تحقيق خواست بر روي يك كاناپه قرار بگيرند سپس وي چشمان آنها را با يك نوار چسب باز نگهداشت.
اسوالد لامپهايي را جلوي چشمان شركتكنندگان روشن كرد، موزيك بلندي را نيز در گوشهاي آنها به اجرا گذاشت و سپس پاهاي آنها را به دستگاه شوك الكتريكي دردناكي متصل كرد اما در كمال تعجب پس از ۱۲دقيقه هر سه شركت كننده به خواب رفتند.
منبع: www.jamejamonline.ir
کشف سیاره ای جدید :
اخترشناسان ناسا در آمريكا موفق به كشف يك سياره جديد در مدار اطراف ستارهاي شدهاند كه 41 سال نوري از زمين فاصله دارد.
اين پنجمين سيارهاي است كه در مدار ستاره «55CANCRI» كشف شده است.
اين گروه از منجمان تاكنون بيش از ۲۵۰ سياره در خارج از منظومه شمسي ما كشف كردهاند.
سياره تازه كشف شده يك سياره گازي است كه حدود ۴۵ برابر انبوهتر از زمين است.
ستاره «55CANCRI» يك ستاره دو گانه در صورت فلكي سرطان است.
به گفته دانشمندان ناسا، اين كشف نشان ميدهد كه منظومههاي خورشيدي بسياري شبيه به منظومه شمسي ما در كيهان وجود دارد كه داراي تعداد زيادي سياره هستند؛ به علاوه اين اولين ستارهاي است كه دانشمندان توانستهاند پنج سياره را به دور آن شناسايي كنند.
منبع: www.jamejamonline.ir
بزرگترین فوران آتشفشانی :
شاید آتشفشانی کوه وزوو در ایتالیا را که باعث دفن شدن شهر پمپئی و شهرهای مجاورش در دوران باستان شد، بزرگترین فوران آتشفشانی بدانید، اما این طور نیست.
بزرگترین فوران آتشفشانی ثبتشده انفجار کوه تامبورا در اندونزی در سال ۱۸۱۵ است.
این آتشفشان که هنوز هم فعال است،در جزیره سومباوا قرار دارد و یکی از بلندترین قلهها در مجمعالجزایر اندونزی است.
فعالیت آتشفشانی تامبورا در آوریل ۱۸۱۵ به اوج خود رسید، هنگامی که با انفجاری چنان بلند فوران کرد که صدای آن در جزیره سوماترا در فاصله ۲۰۰۰ کیلومتری آن هم شنیده شد.
این فوران در "مقیاس انفجار آتشفشانی" درجه ۷ میگیرد که دومین درجه شدید در این مقیاس است.
تنها موارد معدودی از چنین فورانهای انفجاری در تاریخ ثبت شده است، و اعتقاد بر این است که فوران تامبورا بزرگترین فوران از زمان آتشفشانی در دریاچه توپو در ۱۸۱ پس از میلاد باشد.
تلفات ناشی از آتشفشانی تامبورا به ۷۱۰۰۰ نفر تخمین زده میشود، و ابرهای سنگین خاکستر ناشی از آن بر جزایر دوردست هم فرود آمدند.
منبع: www.hamshahrionline.ir
چرا رطوبت ناراحت کننده است ؟:
هنگامی که گرما در اوج خود است، عرق از هر منفذی از پوست سرازیر میشود
به طور طبیعی این فرآیند مرطوبشدن بدن راهی برای خنکشدن آن است، اما هنگامی که رطوبت هوا بالا باشد، شما شروع به احساس ناراحتی میکنید، چرا که دیگر عرق نمیتواند تبخیر شود.
هر چه میران رطوبت بالاتر باشد، مقدار بیشتری بخار آب درون آن وجود دارد، و هوای گرم میتواند رطوبت بیشتری در خود نگه دارد.
هم چنان که رطوبت شروع به بالارفتن میکند، دانههای عرق بر روی پیشانی شما نمیتوانند تبخیر شوند و باعث خنک شدن فرد شوند، چرا که هوا از قبل مملو از بخار آب است و دیگر نمیتواند بخاری را در خود جا دهد.
در شرایط افراطی مانند امواج گرمای شدید، بدن ممکن است آن قدر بیش از حد گرم شود که در افراد آسیبپذیر مانند سالمندان ضعف شدید و حتی مرگ بروز کند.
منبع: www.hamshahrionline.ir
ضد ماده چیست؟ :
ذرات ضدماده ذرات زیراتمی هستند که دارای خواصی ضد خواص ذرات ماده طبیعی هستند، برای مثال، یک پوزیترون معادل ضدذرهای الکترون با بار منفی است و دارای بار مثبت است
هنگامی که یک ذره و ضدذره با هم برخورد میکنند، نیست میشوند و مقدار زیادی انرژی بر اساس معادله مشهور اینشتین E=mc2 آزاد میکنند.(E معادل انرژی، m معادل جرم، و c معادل سرعت نور است.)
ذرات ضدماده در برخوردهای با سرعتهای بسیار بالا به وجود میآیند.
در اولین لحظات پس از مهبانگ (انفجار بزرگ) تنها انرژی موجود بود. هنگامی که جهان سرد شد و گسترش یافت، ذرات ماده و ضدماده به میزان مساوی تولید شدند.
اما ضدماده در دنیای امروز نادر است. دانشمندان مطمئن نیستند، چرا.
یک نظریه حاکی از آن است که در آغاز ماده بیشتری نسبت به ضدماده خلق شد، بنابراین حتی پس از نیستشدن آنها در تلاقی دوجانبه به قدر کافی ماده طبیعی به جای ماند تا ستارهها و کهکهشانها را بیافریند.
این پدیده در ابتدا در سال ۱۹۲۸ بوسیله فیزیکدان انگلیسی پل دیراک پیشبینی شد. او هنگامی که معادلههایی را به دست آورد که برای یک الکترون با بار منفی و یک الکترون با بار مثبت – یک ضدذره- صدق میکردند، برای اولین بار وجود ضدذرهها را پیشبینی کرد.
پیش بینیهای او با تحربیات فیزیکدان آمریکایی کارل آندرسن در سال ۱۹۳۲ اثبات شد.
منبع: www.hamshahrionline.ir
خبر آنقدر داغ و تلخ بود که نتوانستم تا پنج شنبه صبر کنم و تصمیم گرفتم که همین امروز و همین حالا این خبر را بگذارم تا همه دوستان و کاربران عزیز، از هویت و ملیت خودمان دفاع کنیم.
خبر ، حذف نام ایران از لیست Yahoomail است از زبان روزنامه (و سایت همشهری):
سلام ياهو! چطوري؟ سلامتي؟ ما هم بد نيستيم. ملالي نيست جز دوري شما كه آنهم به لطف حذف ما از ليستت بيشتر شده.
حالا شناختي؟ ما را يادت آمد؟ ما ايراني هستيم. يعني اهل ايرانيم. ايران هم كه حتما ميداني كجاست؛ چون تو آمريكايي هستي و هر روز اخبار جديدي از تهديد ما به جنگ و بمب و اين حرفها روي سايتت ميگذاري.
اگر ميخواهي بيشتر راجعبه ايران بداني كافي است به نقشه دنيا نگاه كني. ما آنقدر كوچك نيستيم كه براي پيدا كردنمان خيلي زحمت بكشي.
وسط يكي از راهبرديترين نقاط دنيا، يعني خاورميانه، يك گربه ميبيني كه آرام سر جاي خودش نشسته و بهقول آن جوك معروف، دارد ماستش را ميخورد.
البته اين گربه قبلا اينقدرها هم ساكت نبود. اصلا يك شير بود. يك شير پرابهت كه نگاه به يال و دمش همه را سرجاي خودشان مينشاند. دمش توي هند بود، سرش توي اروپا، پايش در يمن بود و سرش در مصر.
2هزارسالي اينجوري بود؛ حالا يك وقت بزرگتر، يك وقت هم كوچكتر. اگر بازهم دقيقتر بخواهي ما 7هزارسال پيش به اين سرزمين آمديم، مثل شما كه 500 سال پيش به آمريكا رفتيد.
تقريبا ۳هزارسال پيش بود كه حكومتهاي محلي بزرگي راهانداختيم، مثل شما كه ۳۵۰ سال پيش حكومتهاي محلي راهانداختيد.
دقيقا ۲۵۶۶ سال پيش بود كه كورش كبير، كه تقريبا همه دنياي آنروز را فتح كردهبود، با فتح بابل، بزرگترين شهر دنيا، (همين بغداد كه الان دست شماست) اولين امپراتوري بزرگ تاريخ را بنا كرد، اسمش را هم پدران ما گذاشتند: «ايران»، مثل پدران شما كه دقيقا ۲۳۱ سال پيش در جنگ با انگليسها امپراتوريتان را بنا كردند و اسمش را گذاشتند «ايالات متحده».
جالب اين كه وقتي كورش بابل را بدون ريختن خون از دماغ يك نفر فتح كرد، اعلاميهاي صادر كرد كه الان بهآن ميگويند: «نخستين اعلاميه حقوق بشر» و در آن اهداف متعالياش را شرح داد، مثل پدران شما كه وقتي در جنگ با انگليسها پيروز شدند، اعلاميهاي نوشتند به نام: «اعلاميه استقلال» و در آن اهداف شان را شرح دادند.
از زمان تأسيس، ايران حدود ۲ هزارسال است كه در مناسبات جهاني نقش اساسي داشته. مثل شما كه ۱۵۰ سال است نقش مهمي در دنيا داريد.
از اين مدت، ايران حدود ۱۱۰۰ سال ابرقدرت جهاني بودهاست، مثل شما كه ۸۰ سالياست كه اين وضع را داريد و از اين مدت، ايران ۶۰۰ سال (در دوره هاي مختلف) تنها ابرقدرت دنيا بوده، مثل شما كه ۱۶ سال است تنها ابرقدرت دنيا هستيد.

ميبيني ياهو جان! ما چقدر مشتركات تاريخي داريم. حالا يك صفر و دو صفر اختلاف كه اين حرفها را ندارد.
حالا برو تاريخ بخوان ببين ملل مختلف، وقتي ايران به تنهايي ابرقدرت دنيا بوده درموردش چه نوشتهاند و الان كه آمريكا به تنهايي ابرقدرت دنياست در موردش چه ميگويند.
راه دوري هم نميخواهد بروي، از همين دوستان يهوديمان ميتواني بپرسي كه شرح الطاف حاكمان ايران را در كتابهاي مقدسشان آوردهاند.
راستي ميداني چهكسي اين شير پريال و كوپال را شكل گربه كرده؟ همان كساني كه پدران شما با آنها جنگيدند و آنها را از سرزمينهايي كه آباد كرده بودند بيرون انداختند، با نانجيبان و خيانتكاران همدستشان رويهم ريختند، يكي يالش را كند، يكي دمش را كه شد اين گربه آرام.
البته اين گربه آرام در دلش هميشه شير داشته، هميشه؛ از داستانها و افسانهها كه بگذريم، يكي آريوبرزن بوده، يكي هم سورهنا. يكي بهرام مهران بوده، يكي هم ابومسلم خراساني.
يكي يعقوب ليث بوده، يكي هم حسن صباح. يكي رئيسعلي دلواري بوده، يكي هم حسن باقري و محمد جهانآرا.
خلاصه اگر بخواهيم شرح بدهيم كه براين ملت چهها كه نگذشته، شرح اسفار هم درمقابلش چيزي نيست.
حالا هم چند صبايياست كه دور، دور شماست و هركاري كه ميخواهيد ميكنيد! ما را هم از ليستتان حذف كنيد. ايرادي ندارد.
به قول ما ايرانيها: «اين نيز بگذرد!» اين هم بمب ما. ماجرا را كه احتمالا تا حالا فهميدهايد.
هقول يكي از وبلاگها: «یاهو بهعنوان یكی از دو پورتال بزرگ اینترنتی، نام ایران را از لیست صفحات ثبت نامش حذف كرده.
یعنی وقتی كه بهعنوان یك ایرانی بخواهید از گوشهای در دنیا، ثبت نام كنید و شناسهای مجازی برای خود بسازید، با نام هر دهكوره و تكه خاكی برخورد میكنید غیر از سرزمین پاك و اهورایی خودتان.
یعنی اینكه نمیخواهند سرپا باشیم، نمیخواهند باشیم، نمیخواهند ایرانی دوران باشكوه باشیم... میخواهند ایرانی روزهای آغامحمدخان باشیم؛ بیخاصیت، آرام، بیغیرت، ساكن و بیحركت، نادان و جاهل، مشغول به درگیریهای داخلی..» البته اگر از اشتباه لپي آغامحمدخان بهجاي ناصرالدينشاه كه بگذريم، دقيقا چنين اتفاقي افتادهاست.
ماجراي «خليج فارس» را كه يادتان هست.
دوستان وبباز، سايتي راهانداختند كه در آن توضيح ميداد كه خليج عربي نامي جعلي براي سرزمينياست كه قرنهاست «خليج فارس» ناميده ميشود، حتي در نقشههاي عربي (arabian-gulf.info).
بعد ملت اين سايت را به هم لينك دادند و اينطور شد كه يك بمب گوگلي راهافتاد. هركس از هرجاي دنيا با كليدواژه Arabian Gulf جستوجو ميكرد، در انتخاب اول به اين سايت ميرسيد (و البته هنوز هم).
برهمان سياق هم باز دوستان وبباز در اعتراض به اين حركت ياهو، وبسايتي ساختهاند و ميخواهند بازهم يك بمب گوگلي ديگر را بتركانند.
Yahoomail كلمهای است با وزن اینترنتی مشابه Arabian Gulf و كمی بیشتر.
در جستوجوهای مردم دنیا، معمولاً یكی از ۳۰۰ كليدواژه اصلی جستوجو شده و حتی از كلماتی مثل بوش یا ایران هم آن را بیشتر میكاوند.
لینك helloYahoomail.net را هر كجا كه میتوانید، در وبلاگها، سایتها، فورومها و صفحات اینترنتیتان قرار بدهید و با متنی كه در صفحه اصلی بمب گوگلی Hello Yahoo قرار گرفته همفكری كنید.
البته بعضيها هم اشتباهات لپي انجام داده و به قولي از آنور بام افتادهاند. مثلا يك دوست وبلاگنويس نوشته: «مسئلههایي برای من پيش آمده و آن این است كه چرا ما ایرانیان و كسانی كه ادعای ایراندوستی داریم به فكر ترمیم چهره ایران در دنیا نیستیم؟
چرا به جای بمب گوگلي در اعتراض به یاهو، در مورد فرهنگ ایران امروز،اخلاق مهماننوازی و مهربانی ایرانیان مطالبی نمی نویسیم؟
بهنظر من باید دست از ساخت بمبهای این چنینی كه نتیجهاي هم نخواهد داشت برداریم و در وبلاگهای مختلف خود و به زبانهای دیگری به جز فارسی از زندگی مردم ایران امروز بگوییم تا شاید افكار جهانیان در مورد ایران عوض شود و جهانیان بدانند كه ما در بیابانها زندگی نمیكنیم و سوار شتر نمیشویم!»
براي اين دوست عزيز و همه عزيزاني كه نميدانند بمب گوگلي چيست، بگوييم كه بمب گوگلي دقيقا همان وبسايتي است كه شما از آن يادكردهايد.
اگر به helloYahoomail.net برويد با شرح كوچكي از سرزمين ايران و ملت ايران به انگليسي سليس مواجه ميشويد كه يكي از بهترين شرحهاي كوتاهي است كه از مردم ايران و سرزمينشان آمدهاست.
منظور از بمب گوگلي هم اين است كه در وبسايتهايمان آن را به هم لينك بدهيم كه باتوجه به ساختار جستوجوي گوگل، اين سايت در صدر نتايج جستوجوي كليدواژه «Yahoomail» قرار بگيرد و مردم جهان و بهخصوص گردانندگان ياهو مجبورشوند آنرا بخوانند.
وگرنه اين نه يك بمب است، نه موشك و نه عمليات انتحاري. كارش هم فقط اطلاعرساني است، همين.
برای گذاشتن لوگوی helloYahoomail.net در وبلاگ یا سایتتان،می توانید به این آدرس بروید:
ای ایران
سرزمین تمدن آریایی
پاینده باشی
با سلام خدمت دوستان عزیز.
حتما این خبر را بخوانید:
با عرض پوزش بسیار از همه شما، ادامه پست قبلی را در پست بعدی تقدیم می کنم و اما دلیل این کار :
در اینترنت مشغول وب گردی بودم تا اینکه به سایت نجوم رسیدم.
در این سایت،با نامه ای سر گشاده از جناب آقای بابک امین تفرشی،برخورد کردم که واقعا مرا به تفکر واداشت.
این نامه بود که تصمیم گرفتم، نام مستعار خودم (آرین سپنتا)را از وبلاگ حذف و نام واقعی ام (محمد علی کلانتری)را جایگزین آن کنم(اینجا نیز بر خود لازم می دانم که از همه شما عذر خواهی کنم).
ما که ذره ای کوچک از پرچمداران علم در ایران هستیم،برای پیشرفت علم، حتی ذره ای ریا کاری را جایز نمی دانیم.
ما را از نظرات زیبایتان محروم نفرمایید.
شاید حاشیهسازی و دروغ را در بخشهای دیگر جامعه، که مقام و مقاصد اقتصادی کلان مطرح است، بتوان طبیعی دانست که این ذائقه تلخ بشر تا پیش از فرهیختگی است. اما در دنیای نجوم که همه از علم، زیبایی معنوی، دوستی، صلح و آسمانی بیمرز برای تمام بشریت سخن میگویند، دروغ و دورویی را نابهجا میدانم. این دو از هر دری که آمدهاند عشق و صداقت از در دیگر گریخته است. تاب دیدن چنین روزی را در جامعه نجوم ندارم. اگر بدانم که این خرابکاریهای زیرکانه و پنهانی این افراد نادان، حسادتی است که از تلاشها و پیشرفتهای بنده و امثال من در نجوم سرچشمه میگیرد، فکری به حال خود و تغییر روند کاریم خواهم کرد تا از این گفتههای ناعادلانه کاسته شود.
پایان سکوت
چنان با کار در بطن نجوم مشغولم و شب و روز مینویسم که نه فرصتی برای حاشیه دارم نه تمایلی. حدود ۱۴ تا ۱۵ ساعت کار متوسط روزانه رمقی برای این جدالها باقی نمیگذارد و متاسفانه گروه نادانی که از سر خودخواهی تهمت میزنند، این موضوع را خوب میدانند. از یک سو باید به تعهدات خود در عرصهٔ بینالمللی بپردازم (همکاری با وبسایت و نشریه اسکایاند تلسکوپ و انجمنهای بینالمللی پاسفیک، آسمان تاریک، منجمان بدون مرز ، و سرپرستی پروژه TWAN)، از سوی دیگر در نقش سردبیر ماهنامهنجوم با دغدغههای شبانهروزی انتشار این نشریه و بهروز رسانی وبسایت آن همراه باشم. از یک سو به همکاری با مراکزی چون انجمن نجوم ایران، فرهنگستان زبان و مرکز نشر دانشگاهی مشغول باشم و از سوی دیگر به ایمیلهای سوال و درخواست راهنمایی از منجمان آماتور سراسر کشور پاسخ دهم. از یک سو به آموزش نیروهای تازه برای گسترش و ادامه این فعالیتها مشغول باشم و از سوی دیگر به تعهد خود در نوشتن کتابها و مقالههای نجومی عمل کنم.
تاکنون دربارهام به بیانصافی بارها گفتهاند و سکوت کردهام. روزی از استاد و دوست عزیزم محمد باقری شندیم که «بچههای شرور سنگ را به قطاری پرت میکنند که تند از کنار آنها میگذرد، قطاری ثابت و ازکارافتاده طبیعی است که کسی را تحریک نمیکند.» برای انجامدادن کارهایی که در دست داشتم مثل همه آنهایی که در این مرز و بوم کار میکنند، تلاش کردم، عرق ریختم و دانش آموختم. نه حق خود میدانم که پاداش بگیرم، قدردانی شوم یا قهرمان خوانده شوم. دلسپردن به نجوم به قدر کافی سیرابم میکند که به دنبال پاداش نباشم. اما چرا حرمتشکنی و ناسپاسی میشود؟ شاید وقتی هدف چنین رفتاری فقط خود من باشم با آن کنار بیایم اما وقتی هدف این دوروییها و تهمتهای بدون سند خودخواهی گروهی به بهای تخریب جامعهٔ زیبای نجوم کشورمان باشد چه؟ این سکوت بلندمدت نیز ظاهرا چندی است سبب اعتماد به نفس این افراد شده و در سایتهای اینترنتی و وبلاگهای خود، به نام نقد، طعنه میزنند و دشنام میدهند؛ آن هم درست در روزهایی که به سبب مسئولیتهای بینالمللی تازه و گرایش به بیشتر آموختن، سخت در حال انتقال یکایک مسئولیتها و تجارب خود - در مجله نجوم و انجمن نجوم ایران - به همکارانی توانا هستم و از سوی دیگر درگیر آموزش نسل جوانتر؛ همانطور که بزرگوارانی مانند توفیق حیدرزاده و شهاب صقری به من آموختند.
تهمت و افترا به نام نقد
در حالی که فرهنگ ما هنوز در حال آموختن کاربردهای بینظیر رسانهای تازه به نام اینترنت است، کمشماری نیز این فضا را مناسب ارضاء خودخواهی خود یافتهاند. نجوم ایران نیز به حدی از رشد رسیدهاست که مثالهایی از این موضوع پیدا شود. وبلاگی با نویسندگان بینام طی ماههای اخیر در پشت چهره تحلیل اوضاع جامعه نجوم ایران، به شایعه پراکنی و تهمتزدن میپردازد، با نویسندگانی ظاهرا جوان که متاسفانه کم اطلاع و در عین حال جویای ناماند، اما آنقدر شرافت و شجاعت نیاموختهاند که پای نوشته خود را، اگر باور دارند که واقعیت است، با نامی حقیقی امضا کنند.
نقد بزرگترین موهبت جامعه آزاد و یکی از فواید بزرگ اینترنت است. نقد را به راستی میستایم چون سبب رشد میشود. پیش از این نقد خیرخواهانه از سوی پیشکسوتان نجوم ایران و با پشتوانه دانش و تجربه آنها وجود داشته و به تکتک ما بسیار کمک کردهاست. اما این بار ظاهرا هدف خیرخواهی نیست. شاید این طور تصور شود که وبلاگی کممخاطب با نوشتههایی مغرضانه آسیبی به جایی نمیرساند، اما برای جامعه جوان و نوجوان نجوم آماتوری ایران این طور نیست، به خصوص وقتی چنین وبلاگی در کنار مجموعهای از فعالیتهای تخریبی جمعی از خدا بیخبر در نظر گرفتهشود که هیچ مسئولیتی در برابر گمراه کردن و بیانگیزه کردن نسل جوان علاقهمندان به نجوم در ایران حس نمیکنند.
نویسندگان این وبلاگ با نوشتاری زیرکانه مخاطبان جوان و حاشیه دوست خود را شناختهاند و به جای صحبت از علم، که ظاهرا از آن بویی نبردهاند، درست مانند نشریات زرد عمل میکنند، اخبار «تکاندهنده» واهی مینویسند و جرات برعهده گرفتن مسئولیت مطلب خود را نیز ندارند. نوشتههای بدون نام و تخریب افراد شناخته شده در نجوم ایران چنین آیندهای دارد: بیاعتمادی تکتک اعضای جامعه چند هزار نفری نجوم آماتوری ایران به یکدیگر و کاهش فعالیتهای گروهی. این یعنی افت تدریجی نجوم تازهشکفته شدهٔ ایران، آن هم پس از قرنها خاموشی. چنین تخریبی مسئولیت سنگینی در تاریخ نجوم ایران است که جمعی خودخواه برعهده گرفتهاند.
اما چند پاسخ به نویسندگان این انتقادها:
درباره رقابت مسیه ایران: ادعا شده است که رقابت مسیه ایران (رقابت سالانه رصد اجرام سماوی زیر آسمانی پرستاره که میان منجمان آماتور منتخب کشور برگزار میشود) با هدف اقتصادی بنده و برای سودجویی تنظیم شده و یکی از حامیان این برنامه، فروشگاه آسمان شب، تعیین میکند که چه افرادی برنده اعلام شوند و حتما به تصور ناپاک این گروه نادان، تمام داوران، شرکتکنندگان، پیشاهنگان، ناظران و مهمانان این برنامه نیز مبالغی دریافت میکنند که لب تر نکنند. ۲۰ داور، که از معتبرترین و شناختهشدهترین منجمان آماتور در سراسر کشورند، در این برنامه حضور داشتهاند و در صبحدم پس از رقابت، برندگان را داوران هر گروه معرفی میکنند. رصدگران منتخب برنامه نیز در رقابت امسال بهترینها بودند از همدان، مشهد، سعادتشهر فارس، قم، تهران، و ... این گفتههای ناحق توهینی است به حدود ۱۲۰ شرکتکننده این برنامه از ۳۰ شهر ایران. اغلب این افراد چند سال تلاش کردهاند تا تجارب و تواناییهای علمی-رصدی خود را در این برنامه ثابت کنند، و این گفتهها توهینی است به داوران، و پیشاهنگان گروه که صمیمانه وقت ارزشمند خود را اختیار میگذارند تا شب رصدی به یادماندنی فراهم شود. در ازای تلاش این دوستان حداقل میتوان این طور ناسپاسی نکرد. من اجازه چنین توهینی را به این جمع نمیدهم. آیا حتی یکی از بیش از ۱۰۰ شرکت کننده این رقابت، که تقریبا منتخبی از کل جامعه نجوم آماتوری در ایراناند، یا یکی از ۲۰ داور آن چنین تهمتی را درست میداند؟
انجمن نجوم ایران برای چنین برنامههایی وقت، هزینه و انرژی بسیاری میگذارد. برای هر رقابت مسیه یا رقابت رصدی صوفی (که از تابستان سال قبل آغاز شد) چند ماه مراحل ثبت نام، مصاحبه و پذیرش رصدگران، تعیین روشهای دقیقتر و علمیتر کردن رقابت، جستجوی حامیان، کسب مجوزهای مورد نیاز، تدارکات و برنامهریزی اجرایی طول میکشد و هر بار دستکم دو تا سه هزار نفرـ ساعت نیروی انسانی صرف میشود که اغلب به صورت داوطلبانه همکاری میکنند. در حالی که این رقابت در نگاه جامعه بینالمللی نجوم به رقابتی تحسین برانگیز و معرف نجوم ایران تبدیل شده است ظاهرا در کشور خودمان گروهی ناخرد را، که ناتوان در همکاری یا حتی شرکت در این رقابتاند، آزرده کرده است. پیداست که این گروه فقط حیات و وجود برنامهای را میطلبد که در آن مدیر و رییس خوانده شوند و چون ناتوان در اجرای چنین برنامهایاند، راهی جز تخریب نمییابند.
از آنجا که رویکرد تهمتها در این بخش به یکی از حامیان برنامه، موسسه علمی آسمان شب پارسه، است، لازم میدانم توضیح دهم. مدیر این موسسه بهرنگ امینتفرشی، برادر من است و متاسفانه بیش از آنکه بتوانم برای او برادری کنم، این خویشاوندی سبب چنین حرف و حدیثهایی برایش شده است. در حالی که حدود ۵ سال پیش در روزهای آغاز به کار این فروشگاه و موسسه، من و شماری از نجومپیشگان در تهران، به مدیر آن در شکلگیری و ایدهپردازی فعالیتها، کمکهای بسیاری کردیم، متاسفانه درگیریهای کاری در سه-چهار سال اخیر فرصتی برای ادامه همکاری جدی باقی نگذاشت. اما افتخار میکنم که تلاش همکاران این موسسه آنجا را به مرکزی پیشرو در نوع خود تبدیل کرده است که علاوه بر ارایه محصولات نجومی، به تولید محصولات آموزشی مورد نیاز در نجوم ایران میپردازد و از پژوهشهای علمی منجمان آماتور و برنامههای گوناگون نجومی در کشور حمایت میکند. پیداست که موسساتی با زمینه کاری مشابه، که قصد رقابت ناسالم داشتهباشند، به سادگی این رشد را تحمل نمیکنند.
درباره انجمن نجوم ایران: در جای دیگری نویسندگان این وبلاگ برپایه اطلاعات نادرست و به سبب ناآگاهی و خود بزرگبینی، به نهادهایی مانند سازمان فضایی ایران و طرح رصدخانه ملی ایران اتهام میزنند. این گروه و وبلاگنویس دیگری از نجومپیشگان شناختهشده، که از سر خودنمایی به هر بهانهای انگشت اتهام و انتقاد به شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران میزند، ادعا میکنند که در فعالیتهای شاخهآماتوری انجمن نجوم ایران بیعدالتی و سوء استفادههای مالی بیداد میکند. در این سالهایی که با انجمن در ارتباط بودم بقای فعالیتهای آن راهی بجز معجزه و فداکاری نداشت. آیا این گروه یکسره منتقد اهل زحمت کشیدن و بیادعا کار کردن برای جوانها و نوجوانهای تشنهٔ علم ایرانی هستند؟ این دوستان ناآگاه (یا آگاه مخرب) از چه سوء استفاده مالی صحبت میکنند؟ کل دریافتی مالی نهاد غیر دولتی (NGO) مانند انجمن نجوم ایران – چه در بخش حرفهای و چه آماتوری – که در سطح یک کشور فعالیت میکند، در سال اخیر به لطف نظام حمایتهای دولتی ما، ۶میلیون تومان بوده است! این مبلغ حتی برای اجاره دفتر این انجمن ملی و هزینههای روزانه آن کافی نیست چه رسد به پرداخت به همکاران آن.
اغلب فعالیتهای گوناگون انجمن با نیروی انسانی متخصص داوطلب و با عشق به نجوم و رشد علم در این کشور پیش میرود (چیزی که گروه منتقد ظاهرا از آن بیبهرهاند)؛ چنین روندی شامل بیشتر این فعالیتها میشود: کارهای دفتری و اداری و فعالیتهای حرفهای و دانشگاهی انجمن گرفته تا فعالیتهای گسترده آماتوری و ترویجی مانند برگزاری گردهمایی منجمان آماتور ایران، رقابتهای رصدی مسیه و صوفی، هماهنگی برگزاری روز نجوم در سراسر ایران، هماهنگی باشگاههای نجوم و برگزاری باشگاه نجوم تهران، برگزاری جشنوراه ساعت آفتابی، روز فضا، کارگاههای ملی نجوم آماتوری، و ... . هزینه ثبت نام شرکتکنندگان در کارگاهها و گردهماییها برای پوشش دادن هزینههای تدارکات، محل برگزاری و نیازهای هر برنامه به هیچ وجه کافی نیست و هر بار به سختی حامیانی جستجو میشوند تا به بقای این برنامهها کمک کنند؛ حامیانی چه در مراکز دولتی و چه خصوصی که به اهمیت رشد علم در این کشور باور دارند.
دوران عجیبی است. از یک سو هر روز در روزنامهها خبر اختلاسهای چند میلیارد تومانی، نابودی منابع طبیعی و آسیب به میراث ملیمان را میخوانیم و سکوت میکنیم. از سوی دیگر تمام توانمان را میگذاریم تا برای بودجه انجمن نجوم ایران، که در حدٌ پرداخت اجاره یک دفتر نیست، شایعهسازی کنیم. واقعا مشکل ما در این دوران بیش از آنکه دشمنی اقوام همسایه و کشورهای استعمارطلب باشد، این است که نمیتوانیم همدیگر را تحمل کنیم. نمیتوانیم رشد دیگری را ببینیم.
درباره ماهنامه نجوم: در ادعای دیگری آمده است که ماهنامه نجوم با انحصارطلبی گزارش گروههای نجومی کشور را سانسور میکند و اجازه نمیدهد میدان به گروههای دیگر داده شود. برای دوستانی که ماهیت یک نشریه را نمیدانند لازم است شرح دهم، که مجله نجوم یک گروه نجومی نیست و اعضای آن نیز به گروهی تعلق ندارند. فعالیتهای مجله در توسعه نجوم در ایران طی ۱۶ سال اخیر فکر میکنم به قدر کافی اهداف همکاران این نشریه را نشان داده باشد. حذف گزارش گروهها چه سودی برای مجلهای دارد که در سال ۱۳۷۵ و در زمانی که بخش آماتوری انجمن نجوم ایران فعال نبود، با آغاز ثبت گروههای نجومی، انتشار صفحه گروهها در مجله، و پشتیبانی علمی از آنها سبب توسعه چشمگیر شمار گروهها و انجمنهای نجوم در ایران شد. حتی اگر با بیانصافی دید بنده و همکاران این نشریه را صرفا توسعه اقتصادی بدانیم، این هدف نیز فقط با افزایش شمار مخاطبان مجله، یعنی افزایش گروههای نجوم و منجمان آماتور در ایران میسر میشود. از سوی دیگر افزایش کیفی فعالیتهای علمی این گروهها تضمین کننده مقالهها و گزارشهای مورد نیاز بخشی از مجله است. در این میان مجله بسته به زمان دریافت و کیفیت گزارشها مجاز است که در روند انتشار آنها تصمیم بگیرد. بدیهی است که در فشار کاری و کمبود نیروی انسانی متخصص و دشواریهای اقتصادی این نشریه، چاپ برخی مطالب به تاخیر بیفتد یا به ندرت فرصت انتشار پیدا نکند یا به علت گرفتاریهای روزمره دستاندرکاران اشتباهاتی در این کار رخ دهد. در هر نشریهعلمی بایگانی کامل گزارشها، مقالهها، و عکسهای رسیده برای استفاده آینده و کاربردهای پژوهشی باقی میماند و پیوسته منتخبی از مقالهها و خلاصهای از گزارشها منتشر میشود تا تنوع مطالب نشریه حفظ شود.
تهیه گزارش از شهرستانها کار ساده و کم هزینهای نیست. حدود دو سال پیش از سوی مجله تلاشی برای انتشار مقالههای معرفی نجوم در هر استان (به جای معرفی انفرادی گروهها و افراد فعال) آغاز شد. نوشتن این مقالهها به فرد یا جمعی از بهترینهای جامعه نجوم آماتوری در هر منطقه از ایران واگذار شد و طی این مدت دستکم با استانهای خراسان، اصفهان، فارس، یزد، سیستان و بلوچستان، گیلان، و خوزستان صحبت شد اما هنوز مقالهای برای شروع مجدد این بخش نرسیده است. فکر میکنم علاوه بر تلاش مجله نیاز است فعالان نجوم در هر منطقه نیز فرصت بیشتری برای معرفی فعالیتهای ستارهشناسی در منطقه خود بگذارند. به هر حال ماهنامه نجوم در این مدت در بخش اخبار داخلی و گزارشهای گوناگون پیوسته به معرفی این فعالیتها پرداخته است، که به نظر میرسد منتقدان فرصت نکردهاند که مجله را به دقت بخوانند و از سر انصاف نقد کنند. نقد بدون اشاره مستند و با ارایه پیشنهاد، فقط نوعی قر زدن است. بدون شک نقد با اشاره به موضوع دقیق (مثلا عنوان گزارش حذف یا اشتباه منتشر شده) اشاره به شماره مجله، شماره صفحه، و با ذکر نام منتقد، کمک بزرگی به پیشرفت مجله میکند. همکاران نجوم همواره از چنین نقدی استقبال میکنند و حتی آن را در صفحه نامههای مجله منتشر میکنند، اما نقدی توهین آمیز با دلی پرکینه، آن هم با چشمهای بسته و دهان باز، از فردی بینام و نشان که برای هویت خود نیز ارزشی قائل نیست، کمکی به این نشریه نمیکند جز اینکه سبب دلسردی شود.
در انتقاد دیگری آمده است که چرا ماهنامه نجوم سعی میکند خود را مطرح کند؟ واقعا نمیدانم که این چگونه سوالی است. هر نشریهای برای بقای خود به معرفی و افزایش شمار خوانندگان نیاز دارد. رشد مجله نجوم سبب رشد نجوم در ایران نیز میشود. پس چرا این گروه منتقد با آن مخالفاند. به خوبی میدانم که برای این جمع کمشمار توقف انتشار مجلهای که سکویی برای خودنماییهای آنها نیست بهتر از بودن آن است. من برعکس انتظار این گروه برای خاموشی مجله، از علاقهمندان به نجوم در ایران صمیمانه تقاضا میکنم با معرفی هر چه بیشتر این نشریه در جامعه سبب آشنایی بیشتر عمومی با آن و شتاب بیشتر رشد مخاطبان آن شوند.
درباره برنامه آسمان شب: این برنامه و تهیهکننده محترم آن، سیاوش صفاریانپور، را از تولد نخستین ایدههای شروع آن در دهه ۱۳۷۰ و از اولین شب برنامه در بهار۱۳۸۰ همراهی کردهام. به گواه بسیاری از نجومپیشگان ایران این برنامه نقش بزرگی در علاقه عمومی به نجوم در کشور داشته است. در کنار نقدهای سازنده افراد باتجربه و حمایت مردمی از این برنامه، بدیهی است که شهرت هر برنامهای نوک پیکان اتهامهای بیپایه را نیز به سوی خود میکشد. در حالی که برخی از چنین اتهامهایی در وبلاگی کممخاطب به قلم نویسندگانی بینام نوشته میشود، در جامعه نجوم ایران متاسفانه فردی وجود دارد که کمر همت بسته است تا نامههای پیاپیای با مضمون و نیتی عینا مشابه نوشتههای وبلاگ منتقد، به مسئولان صدا و سیما بفرستد و با ملاقاتهای پیدرپی با آنها، سعی کند یا به هر نحوی در این برنامه در مقابل دوربین قرار بگیرد یا ذهن مدیران آن سازمان را چنان مخدوش و بیاعتماد به جامعه نجوم کند که این برنامه برای همیشه متوقف شود. در این نامهها باز هم ادعا شده است که دستاندرکاران این برنامه به انحصارطلبی و سوء استفاده مشغولاند و در دولت عدالت و مهرورزی حق گروهی، منظور خود ایشان، خوردهشده است.
به جناب مسعود عتیقی، نویسنده این نامهها، که به خوبی میدانند هیچ کدام از دستاندرکاران این برنامه وقت و حوصله پیگیری قانونی تهمتهای واهی ایشان را نداشتهاند، پیشنهاد میکنم که به جای وقت گرانبهایی که برای پاشیدن بذر بیاعتمادی، تهمت زدن و تخریب دستاندرکاران برنامه تلویزیونی آسمان شب، فعالان شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران و نویسندگان ماهنامه نجوم میگذارند، فرصتی را به مطالعه و دانش آموختن و فراگیری منش انسانی اختصاص دهند، تا جایگاه شایستهتری را در جامعه نجوم ایران بیابند.
پایانی برای شروعی تازه
این سکوت چند ساله را یک بار برای همیشه شکستم زیراکه نگرانم. آنچه نوشتم دردلی بود با جامعهای که میتواند برگهای سبز درخت علم ایران باشد، اگر با اعتماد و همدلی زیباییهای آسمانشب و فعالیتهای علمی را جویا شود نه اینکه به سراغ بدخواهی و قدرتطلبی برود. باور کنید که ما برای نقشزدن آمدهایم نه برای گندزدن. آن هم در سرزمینی که مردم آن نقشهای بینظیر بر دار قالی، در معماری، در عرفان، در ادبیات، و در تاریخ علم زدهاند. راهی بهتر از این نیست که
خیرخواهی را جانشین خودخواهی کنیم،
کار و تلاش بیادعا را جایگزین تخریب و خودنمایی کنیم،
علمجویی و آموختن را جانشین حاشیه کنیم،
و دوستی را جایگزین دشمنی کنیم.
معرفی جناب آقای بابک امین تفرشی:
بابک امینتفرشی، متولد ۱۳۵۷، نویسنده علمی است که در کنار این کار به نجوم آماتوری، ترویج و تدریس نجوم، و عکاسی از طبیعت و آسمانشب نیز میپردازد. او فعالیتهای نجومی خود را از سال ۱۳۷۰ آغاز کرد و از سال ۱۳۷۵ در دوران دانشجویی خود با گرایش به روزنامهنگاری علمی به تحریریه ماهنامه نجوم پیوست. از سال ۱۳۷۷ ویراستار ارشد و از سال ۱۳۸۴ سردبیر ماهنامه است. تا کنون بیش از ۱۰۰ مقاله از او درباره نجوم و فضا به فارسی و تعدادی به زبان انگلیسی، و چند کتاب ترجمه یا ویراسته شده او منتشر شده است. دیگر نقشهای او: عضوهیئت دبیران شاخهآماتوری انجمن نجوم ایران، موسس و دبیر رقابت مسیه ایران در هفت دوره، عضو موسس انجمن بینالمللی منجمان بدونمرز، کارشناس و مشاور برنامههای علمی تلویزیونی و رادیویی (کارشناس برنامه آسمانشب از سال ۱۳۸۰) ، مدرس رصدخانه زعفرانیه تهران از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۵، موسس وبسایت ماهنامه نجوم در سال ۱۳۷۹، عضو شورای واژه گزینی نجوم در فرهنگستان زبان و ادب فارسی، همکار گروه علم فرهنگ فارسی مرکز نشر دانشگاهی، همکار انتشارات علمی فرهنگی در ترجمه، تالیف و ویرایش کتابهای نجوم و فضا، مستندساز و رصدگر گرفتهای خورشیدی (گرفتهای ۱۳۷۴ و ۱۳۷۸ در ایران، ۱۳۸۰ در افریقا، ۱۳۸۲ در قطب جنوب، ۱۳۸۴در آمازون-آمریکای مرکزی، مهر ۱۳۸۴ در اسپانیا، و ۱۳۸۵ در ترکیه)، عضو تحریریه ماهنامه دانشگر تا سال ۱۳۸۴، نویسنده ماهنامه زمان ۱۳۷۶- ۱۳۷۹، نماینده انجمن بینالمللی آسمان تاریک، ارائه سخنرانیهای گوناگون درباره نجوم در داخل و خارج از کشور، و ارائه چندین نمایشگاه عکس گروهی از آسمان شب به صورت سالانه در ایران و چند کشور دیگر
برگرفته از سایت نجوم