طبق قوانین آئرودینامیک،زنبورعسل نمی تواند پرواز کند،زیرا نسبت سطح بالهایش به بدنش،کم است،اما ...
این قانون را نادیده بگیرید،زنبور عسل پرواز می کند.

|
طبق قوانین آئرودینامیک،زنبورعسل نمی تواند پرواز کند،زیرا نسبت سطح بالهایش به بدنش،کم است،اما ...
این قانون را نادیده بگیرید،زنبور عسل پرواز می کند.

از دوست عزیزم نادیا می خوام که ایمیل خودشون رو برام ایمیل کنن و یا به شماره من که در قسمت درباره وبلاگ هست، اس ام اس بدن.(چون ایمیل که ارسال کردم،ارسال نشد)
از این پس سعی می کنم مطالبی در اینجا بگذارم که به مطالب و سوالات اساسی در این جهان می پردازد و آنها را به چالش می کشد.
با این مطلب شروع می کنم :
یکی از جالبترین افکار بشر ، ایده جابجایی در بعد زمان است. البته اگر از یک بعد دیگر به قضیه نگاه کنیم، همه ما مسافر زمان هستیم. همین الان که شما این مطلب را میخوانید، زمان در حول و حوش و به پیش میرود و آینده به حال و حال به گذشته تبدیل میشود. نشانهاش هم رشد موجودات است. ما بزرگ میشویم و میمیریم. پس زمان در جریان است.
آلبرت اینشتین با ارائه نظریه نسبیت خاص نشان داد که این کار از نظر تئوری شدنی است. بر طبق این نظریه، اگر شیئ به سرعت نور نزدیک شود گذشت زمان برایش آهستهتر صورت میگیرد. بنابراین اگر بشود با سرعت بیش از سرعت نور حرکت کرد، زمان به عقب برمیگردد. مانع اصلی این است که اگر جسمی به سرعت نور نزدیک شود جرم نسبی آن به بینهایت میل میکند؛ لذا نمیشود شتابی بیش از سرعت نور پیدا کرد. اما شاید یک روز این مشکل هم حل شود. برخلاف نویسندهها و خیال پردازها که فکر میکنند سفر در زمان باید با یک ماشین انجام شود، دانشمندان بر این عقیده هستند که اینکار به کمک یک پدیده طبیعی صورت میگیرد. در این خصوص سه پدیده مد نظر است: سیاهچالههای دوار، کرمچالهها و ریسمانهای کیهانی.
اگر یک ستاره چند برابر خورشید باشد و همه سوختش را بسوزاند، از آنجا که یک نیروی جاذبه قوی دارد، لذا جرم خودش در خودش فشرده میشود و یک حفره سیاه رنگ مثل یک قیف درست میکند که نیروی جاذبه فوق العاده زیادی دارد، طوری که حتی نور هم نمیتواند از آن فرار کند. اما این حفرهها بر دو نوع هستد. یک نوعشان نمیچرخند لذا انتهای قیف یک نقطه است. در آنجا هر جسمی که به حفره مکش شده باشد نابود میشود،اما یک نوع دیگر سیاهچاله نوعی است که در حال دوران است و برای همین ته قیف یک قاعده دارد که به شکل حلقه است. مثل یک قیف واقعی است که ته آن باز است. همین نوع سیاهچاله است که می تواند سکوی پرتاب به آینده یا گذشته باشد. انتهای قیف به یک قیف دیگر به اسم سفیدچاله میرسد که درست عکس آن عمل میکند. یعنی هر جسمی را به شدت به بیرون پرتاب میکند. از همین جاست که میتوانیم پا به زمانها و جهانهای دیگر بگذاریم.

کرم چاله،یک سکوی دیگر گذر از زمان است که میتواند در عرض چند ساعت ما را چندین سال نوری جابجا کند. فرض کنید دو نفر دو طرف یک ملحفه را گرفتهاند و میکشند. اگر یک توپ تنیس بر روی ملافه قرار دهیم یک انحنا در سطح ملحفه به سمت توپ ایجاد میشود. اگر یک تیله به روی این ملحفه قرار دهیم به سمت چالهای که آن توپ ایجاد کرده است میرود. این نظر اینشتین است که کرات آسمانی در فضا و زمان انحنا ایجاد میکنند؛ درست مثل همان توپ روی ملحفه. حالا اگر فرض کنیم فضا به صورت یک لایه دوبعدی، روی یک محور تا شده باشد و بین نیمه بالا و پایین آن خالی باشد و دو جرم هم اندازه در قسمت بالا و پایین مقابل هم قرار گیرند، آن وقت حفره ای که هر دو ایجاد می کنند می تواند به همدیگر رسیده و ایجاد یک تونل کند. مثل این که یک میانبر در زمان و مکان ایجاد شده باشد. به این تونل کرم چاله میگویند. این امید است که کهکشانی که ظاهرا میلیونها سال نوری دور از ماست، از راه چنین تونلی، بیش از چند هزار کیلومتر، دور از ما نباشد. در اصل میشود گفت کرمچاله، تونل ارتباطی بین یک سیاهچاله و یک سفیدچاله است و میتواند بین جهانهای موازی ارتباط برقرار کند و در نتیجه به همان ترتیب میتواند ما را در زمان جابجا کند.

آخرین راه سفر در زمان ریسمانهای کیهانی است. طبق این نظریه، یک سری رشته هایی به ضخامت یک اتم در فضا وجود دارند که کل جهان را پوشش میدهند و تحت فشار خیلی زیادی هستند. اینها هم یک نیروی جاذبه خیلی قوی دارند که هر جسمی را سرعت میدهند و چون مرزهای فضا - زمان را مغشوش میکند، لذا میشود از آنها برای گذر از زمان استفاده کرد.
در این کار چند اشکال وجود دارد. اول اینکه اصلا نفس تئوری سفر در زمان یک پارادوکس است. پارادوکس یا متناقض نما یعنی چیزی که نقض کننده (نقیض) خودش در درونش است. یک مثال دیگر این است که اگر من در زمان به عقب برگردم(به تاریخی که هنوز بدنیا نیامده بودم، پس چطور میتوانم آنجا باشم، یا مثلا اگر برگردم و پدربزرگ خودم را بکشم پس من چطور بوجود آمدهام؟) یک راه حلی که برای این مشکل پیدا شده است، نظریه جهانهای موازی است. طبق این نظریه امکان دارد چندین جهان وجود داشته باشد که مشابه جهان ماست، اما ترتیب وقایع در آنها فرق میکند. پس وقتی که به عقب بر میگردیم در یک جهان دیگر وجود داریم نه در جهانی که در آن هستیم. طبق این نظریه بینهایت جهان موازی وجود دارد و ما هر دست کاری که در گذشته انجام بدهیم یک جهان جدید پدید میآید.
منبع :http://daneshnameh.roshd.ir
دوست عزیزی به نام نادیا در مورد حلقه های کشتزار، اطلاعات بیشتری خواسته بودن،اما وبلاگ خودشون رو معرفی نکرده بودن.(البته یه ایمیل برام گذاشته بودن).از ایشون می خوام که اگه وبلاگی دارن بهم معرفی کنن و اگه ندارن به من بگن که من به ایمیل ایشون جواب بدم.ممنونم.
ناسا اعلام كرد مريخنورد اسپريت به يكي از بزرگترين كشفياتش در مريخ دستپيدا كرده است: نشانههايي از زندگي ميكروبي.
به گزارش بيبيسي دانشمندان معتقدند قسمتي از سطح مريخ را كه كاوشگر اسپريت مورد بررسي قرار داده است روزگاري براي دربرداشتن زندگي ميكروبي مناسب بوده است.
اين بقاياي تهنشين شده از زندگي احتمالي ميكروبي در سطح مريخ احتمالا هنگامي كه آبهاي داغ بهاري يا صخرههاي آتشفشاني با آنها برخورد كردهاند به اين صورت درآمدهاند.
در زمين چنين مناطقي جايي هستند كه باكتريها در آن زندگي ميكنند. استيو اكوئيرس يكي از دانشمندان تيم اسپريت در اين باره گفت: ما واقعا در اين باره هيجانزده شدهايم.
بخش ياد شده از سطح مريخ كه مورد بررسي قرار گرفته است هنگامي نظر دانشمندان را به خود جلب كرد آنها مشاهده كردند بر اثر خراشي كه يكي از چرخهاي شكسته شده اسپريت بر سطح مريخ ايجاد كرده است بخشي از خاك تقريبا زير و رو شده است.
چيزي كه دانشمندان را براي تحقيق بر روي بخش زير و رو شده ترغيب كرده درخشش بيش از حد خاك بود كه دانشمندان با تحقيقات بعدي متوجه شدند درخشش خاك بر اثر وجود سيليكون در آن بوده است.
منبع : www.hamshahrionline.ir

مجله Popular Science فهرستی از شگفتیهای علمی سال 2008 منتشر کرده است که در صورت تحقق ، دنیا را دچار تحولاتی عظیم خواهند کرد.
مجله علمی Popular Science با ارائه فهرستی به بررسی خدماتی که دانشمندان و محققان در سال 2008 به جامعه بشری عرضه می کنند پرداخته است که در ادامه به شرح آنها پرداخته شده است:
منبع : www.jamejamonline.ir